تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي

پيشينه و شاخص هاي تاريخ و تمدن ملل اسلامي- شكوفايي و گسترش تمدن نبوي/پژوهشگر سالار

تاریخ نگاری افریقا در دورة اسلامی

تاریخ نگاری افریقا در دورة اسلامی . این مقاله شامل این قسمتهاست :

الف ) شمال افریقا

ب ) غرب و مرکز افریقا

1. تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور

2. کتابهای رجال

3. گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی وفهرست سلاطین

ج ) شرق افریقا

الف ) شمال افریقا. تاریخ نگاری در شمال افریقا از نیمة اول قرن چهارم شروع شد. ظاهراً بیشتر منابع اصیل نخستین مورخان شمال افریقا از بین رفته ، لذا تدوین تاریخ فتوحات اسلامی در شمال افریقا تا اوایل قرن چهارم ، بر اساس روایات مورخان شرق جهان اسلام بوده است (سعد زَغلول ، ج 1، ص 19). شاید بخش پنجم کتاب فتوح مصر و أخبارها از عبدالرحمان بن عبداللّه بن عبدالحَکم ، مشهور به ابن عبدالحکم قُرَشی مصری (متوفی 257)، کهنترین و درعین حال دقیقترین و مهمترین منبع موجود در بارة تاریخ فتوحات مسلمانان در شمال افریقا باشد (رجوع کنید به ابن عبدالحکم ، ص 327ـ 374؛ مُؤنس ، ص 301؛ عبادی ، ص 312).

در قرن سوم برخی فقهای مالکی تاریخهایی نوشتند که مورخان قرنهای بعد از آنها نام برده و نقل قولهایی کرده اند، اما این کتابها از بین رفته است (مالکی ، ج 1، مقدمة بَکوش ، ص 13). بعضی از این افراد عبارت اند از: عیسی بن محمدبن سلیمان بن ابی مُهاجر (اواخر قرن دوم تا اوایل قرن سوم ) ــ نوادة فاتح افریقیه ، ابومهاجر دینار، بود ــ که کتابی در فتوح افریقیه نوشت و ابوالعَرَب تَمیمی از آن مطالبی نقل کرده است (سعد زَغلول ، ج 1، ص 23)؛ عبداللّه بن ابی حَسّان یَحصُبی (متوفی 226 یا 227) که راوی اخبار بود و خود کتابی تألیف نکرد (قاضی عیاض ، ج 3، ص 310،312؛ ابن عِذاری ، ج 1،ص 108؛ دَبّاغ ، ج 2، ص 58)؛ محمدبن سَحنون (متوفی 256) که کتاب التاریخ را در شش مجلد نوشت ( کتاب العیون و الحدائق ، ج 4، قسم 1، ص 12ـ13)؛ محمدبن زیادة اللّه اغلبی ، مشهور به ابن زیادة اللّه (متوفی 283) که از خاندان اغلبیان حاکم بر افریقیه (حک : 184ـ 296) بود و کتابی در تاریخ اغلبیان نوشت (ابن ابّار، 1963ـ 1964، ج 1، ص 180؛ ابن عذاری ، ج 1، ص 129)؛ ابوسهل فرات بن محمد عبدی (متوفی 292؛ قاضی عیاض ، ج 4، ص 410ـ 411)؛ حسین بن عبدالرحمان بَصری ، معروف به وکیل (متوفی 310 یا 346)، که از مورخان مهم قرن سوم در شمال افریقا بود و مورخان بعدی همچون قاضی عیاض و ابن ابّار از المُعرِب عن أخبار ] أفریقیة [ والمغرب او ــ که در دسترس نیست ــ بهره برده اند (قاضی عیاض ، ج 1، ص 119، ج 3، ص 66؛ ابن ابّار، 1963ـ1964، ج 1، ص 91، ج 2، ص 337ـ 338؛ همو، 1380، ص 84، 107؛ مالکی ، ج 1، مقدمة بکوش ، ص 14). ظاهراً اخبار الائمة الرستمیـّین ابن صغیر (متوفی اواخر قرن سوم ) کهنترین کتاب موجود در بارة تاریخ شمال افریقاست (سعیدونی ، ص 15). این کتاب مشتمل است بر خلاصة حوادث حکومت رُستمیان اباضیِ تاهَرت (160ـ296) از بدو تأسیس تا اواخر قرن سوم (ابن صغیر، مقدمه ، ص 15ـ16، 20؛ سعد زغلول ، ج 1، ص 37).

در قرن چهارم ، که فاطمیان بر سراسر شمال افریقا حکومت داشتند، چندین مورخ مشهور ظهور کردند که آثارشان موجود است . بعضی از آنان عبارت اند از: احمدبن سهل رازی (متوفی ح 310) مؤلف اخبار فخّ در بارة چگونگی تأسیس دولت ادریسیان در مغرب ، که از نخستین کتابهای تاریخی زیدیان در شمال افریقاست (رازی ، مقدمة ماهر جرّار، ص 15)؛ ابوالعرب محمدبن تَمیم بن تَمّام تمیمی (متوفی 333)، مورخ مالکی و مؤلف کتابهای تاریخی متعدد در طبقات مالکیه و شرح حال بزرگان و فقیهان افریقیه و شمال افریقا. آثار او اساس کار مورخان بعدیِ جهان اسلام گردید (ابوالعرب تمیمی ، مقدمة شابّی و یافی ، ص 20ـ 22؛ سعیدونی ، ص 20ـ22؛ محفوظ ، ج 3، ص 361). بخشی از طبقات علماء اِفریقیة و تونس ابوالعرب چاپ شده است (تونس 1968). ابوالعرب ظاهراً پیش از اتمام این کتاب وفات یافته و شاگردش ، ابوعبداللّه محمدبن حارث بن اسد خُشَنی (متوفی 360 یا 361)، آن را به پایان رسانده است (سعیدونی ، ص 21). ابوالعرب دیگر کتابهای تاریخی اش را بر اساس سالشمار تنظیم کرده است (رجوع کنید به مالکی ، همانجا). محمدبن حارث خُشَنی ، به پیروی از ابوالعرب ، قُضاة قُرطُبه را نوشت و خلاصة طبقات علماء افریقیة و تونس را در پی آن آورد (عبادی ، ص 318ـ319؛ خشنی ، ص 177 به بعد، مقدمة حسینی ، ص 6).

در نیمة دوم قرن چهارم ، قاضی نُعمان (متوفی 362)، قاضی القضات فاطمیان ، افتتاح الدعوة را نوشت و در آن تاریخ فاطمیان را از تأسیس دولت عبیدیان تا 346، با رعایت ترتیب زمانی و اندکی اغراق در ستایش عبیدیان ، تدوین کرد (سعدزغلول ، ج 3، ص 17). افتتاح الدعوة از منابع مهم تاریخی عصر فاطمیان است و تأثیر بسزایی در کتابهای تاریخی بعدی داشته است (همان ، ج 1، ص 48؛ قاضی نعمان ، مقدمة قاضی ، ص 20، 25).

در همین دوره ، استاد جوذر (متوفی 362)، سیرة الاستاذ جوذر را نوشت که تاریخ مستند عصر عبیدیان به شمار می رود و ازینرو بسیار مهم است (سعد زغلول ، ج 3، ص 25؛ سزگین ، ج 1، جزء2، ص 240ـ241). ابوجعفراحمدبن ابراهیم بن خالد، معروف به ابن الجَزّار (متوفی اواخر قرن چهارم )، پزشکی نامدار و مؤلف چند اثر تاریخی بود، از جمله التعریف بصحیح التاریخ در ده جلد که از منابعِ مورخان بعدی شد (ابن جُلجُل ، ص 88، 90؛ ابن اَبی اُصَیبِعه ، ص 482).

در قرن پنجم مورخان برجسته ای با گرایشهای دینی گوناگون تألیفاتی داشته اند، از جمله : ابوبکر عَتیق بن خَلف تُجیبی (متوفی 422) که کتابهایش مفقود شده است ، ولی بخشهایی از آنها در کتابهای کسانی چون ابن ابّار نقل شده است (رجوع کنید به ابن ابّار، 1963ـ1964، ج 1، ص 266)؛ ابوعبداللّه حسین بن ابی العباس اَجدابی (متوفی 432) که تألیفاتش در مناقب و فضایل زاهدان و فقها، اساس کار شاگردش ، ابوبکر مالکی ، در ریاض النفوس گردید (رجوع کنید به مالکی ، ج 1، ص 43، 202، ج 2، ص 297، 328 و جاهای دیگر)؛ ابوالقاسم عبدالرحمان لَبیدی (متوفی 440)، مؤلف کتابی در مناقب ابواسحاق جُبَنیانی ، صوفی اوایل قرن پنجم (دباغ ، ج 2، ص 217ـ 218)؛ ابوعبداللّه محمدبن شرف قیروانی (متوفی 460)، مؤلف ذیلی بر تاریخ افریقیة والمغرب ابن رقیق قَیْرَوانی که مورخان بعدی از آن ذیل استفاده کرده اند (تجانی ، ص 32، 83)؛ ابراهیم بن قاسم کاتب (متوفی بعد از 417)، معروف به ابن رقیق قیروانی ، از بزرگترین مورخان شمال افریقا و مؤلف تاریخ افریقیة والمغرب که بخش مختصری از آن کشف و چاپ شده (بیروت 1990) و نشان می دهد که ابن رقیق سبک ویژه ای در تاریخ نگاری داشته است و دیگر مورخان به او اعتماد داشته اند (ابن رقیق ، مقدمه ، ص ل ، ف ؛ مالکی ، ج 1، مقدمة بکوش ، ص 16) و به نظر ابن خلدون ، تمام مورخان بعد از ابن رقیق ، از سبک او تقلید کرده اند ( المقدمة ، ج 1، ص 31؛ نیز رجوع کنید به ادریس ، ج 1، مقدمه ، ص 14)؛ ابوبکرعبداللّه بن ابی عبداللّه محمدبن عبداللّه مالکی (متوفی نیمة دوم قرن پنجم )، مؤلف ریاض النفوس در بارة طبقات مالکیة شمال افریقا که سرشار از اطلاعات تاریخی و اجتماعی است (مؤنس ، ص 314؛ سالم ، ج 2، ص 98)؛ ابوزکریا یحیی بن علی (ابی بکر) وَرْجَلاّ نی (متوفی ح 500) که با نگارش السیرة و أخبار الائمة پایه گذار سیره نویسی در زمان اباضیان گردید. مورخان اباضیِ پس از او، چون مَقرین بَغطوری (اواخر قرن ششم ) در السیرة (مِصراتی ، ص 15) و ابوالعباس احمدبن سعید دُرجینی (متوفی ح 670) در طبقات مشایخ المَغرب (سعیدونی ، ص 105؛ محفوظ ، ج 2، ص 296، 298) و احمدبن سعیدبن عبدالواحد شَمّاخی (متوفی 928) در السِّیَر (مِصراتی ، ص 65ـ 78؛ شماخی ، مقدمة سیابی ، ص ج ، و) از سبک او پیروی کرده اند (ورجلانی ، ج 1، مقدمة عبدالرحمان ایوب ، ص 12؛ سعد زغلول ، ج 1، ص 42ـ43).

از مورخان قرن ششم ابوبکربن علی صَنْهاجی ، مکنی ' به بَیذَق (490ـ 555)، است که أخبار المهدی بن تُومَرت و ابتداءِ دولة الموحدین را به صورت یادداشتهای روزانه نوشت . این کتاب از منابع مهم دولت موحدون به شمار می رود (حمدی عبدالمنعم ، ص 22ـ23؛سعیدونی ،ص 61ـ64). همچنین ابومروان عبدالملک بن محمد، مشهور به صاحب الصّلاة (متوفی بعد از 594)، المَنُّ بالامامةِ علی المُستَضعَفین را تألیف کرده که به شیوة سالشمار است و فقط بخش دوم آن در بارة حوادث 554 تا 569، در دسترس است (ابن صاحب الصلاة ، مقدمة تازی ، ص 34ـ35).

در قرن هفتم نیز نگارش تراجم علما و مشایخ و متصوفه ادامه یافت ، از جمله این آثار است : الحُلّة السّیَراء اثر ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه بن ابی بکر قُضاعی معروف به ابن ابّار (متوفی 658؛ عبادی ، ص 335)؛ التشوّف الی رجال التصوف از یوسف بن یحیی بن الزیّات تادْلی ، مشهور به ابن زیات (متوفی 627؛ ابن زیات ، مقدمة فور، ص 5 ـ50)؛ طبقات المَشایخ بالمغرب اثر ابوالعباس احمدبن سعید دُرجینی که مکمل السّیر ابوزکریاست (سعد زغلول ، ج 3، ص 30)؛ عنوان الدرایة فیمن عُرفَ مِن العُلماء فی المائة السابعة بِبجایة از ابوالعباس احمدبن احمد غبرینی (متوفی 714؛ سعیدونی ، ص 128ـ 129)؛ معالم الایمان فی معرفة أهل القیروان اثر ابوزید عبدالرحمان بن محمدبن عبداللّه (علی ) انصاری معروف به دبّاغ (متوفی 696) که بعدها ابوالقاسم بن عیسی بن ناجی تَنوخی ، مشهور به ابن ناجی (متوفی 837) آن را تکمیل کرد (مؤنس ، ص 315).

از قرن هفتم به بعد، در تاریخ نگاری شمال افریقا آثاری مشهور به «ثَبَتُ»، «بَرنامَج »، «فِهرِست » یا «مَشیخَه » پدید آمد که مؤلفان آنها به شرح حال استادان و مشایخ خویش می پرداختند (رجوع کنید به غِبرینی ، همان مقدمه ، ص 14). در لابلای این آثار، مطالب تاریخی ارزشمندی یافت می شود. ابن سوده نام تعداد زیادی از آنها را ثبت کرده است (رجوع کنید به ص 208ـ223).

از کتابهای مهم تاریخ سلسله ای در قرن هفتم اینهاست : اخبار ملوک بنی عُبید و سیرَتِهم از ابوعبداللّه محمدبن علی بن حَمّاد صَنْهاجی (متوفی 628) در تاریخ عبیدیان فاطمی (ابن حماد، مقدمة جَلول بَدوی ، ص 16، 18)؛ المُعجب فی تلخیص أخبار المَغرِب اثر ابومحمد عبدالواحد بن علی مراکشی (متوفی 647) که از منابع تاریخی عصر موحدون است (بغدادی ، ج 1، ستون 635؛ مراکشی ، مقدمة عریان ، ص ج ـ د)؛ نُظُم الجُمان فی اخبار الزمان از ابوعلی حسین بن قَطّان کُتامی که بخشی از آن به جا مانده و بر اساس سالشمار است (حمدی عبدالمنعم ، ص 23).

در قرن هشتم و نهم مورخان و سفرنامه نویسان بسیاری عامل اوج گرفتن تاریخ نگاری در شمال افریقا بودند. ابوالعباس احمد (یا ابوعبداللّه محمد)بن عِذاری مَراکشی در حدود 712 البیان المُغرِب فی أخبار ] الاندلس [ والمَغرب را بر اساس سالشمار نوشت که به تاریخ مفصّل فتوح در مغرب و اندلس تا 667 می پردازد و از تاریخهای مهم و با ارزش این منطقه است (عزالدین عمر موسی ، ص 18ـ 19). ابوالحسن علی بن محمدبن احمدبن ابی زرع فاسی (متوفی 726) مورخ مشهور دیگر این دوره است که به وی دو کتاب تاریخی نسبت داده اند: یکی الاَنیس المُطرِب بِرَوضْ القِرطاس فی أَخبار مُلوک المَغرب و تاریخ مدینةِ فاس که شامل تاریخ مغرب از 145 تا 726 است (ابن ابی زَرع ، 1972 الف ، مقدمة ناشر، ص 5 ـ 8). برخی آن را اثر ابومحمد صالح بن عبدالحَلیم غَرناطی ، مشهور به ابن عبدالحلیم (متوفی 708) دانسته اند ( ((ر.ک.ب))فاسی ، ص 154ـ156)؛ دیگری الذَخیرةِ السَّنیـّة فی تاریخ الدَولَة المَرینیـّة است که برخی آن را مجهول المؤلف دانسته اند (ابن ابی زرع ، 1972 ب ، مقدمة ناشر، ص 3ـ5؛ ابن سوده ، ص 100).

از دیگر کتابهای تاریخی قرن هشتم است : الحُلَل الموشِیة فی ذِکر الاخبار المَراکشیّة که نویسندة ناشناسی در 783 تألیف کرده است ( کتاب الحُلل الموشیة ، مقدمة سهیل زَکّار و عبدالقادر زمانه ، ص 3، 5)؛ مفاخرالبَربَر که در 712 تألیف شده است (ابن سوده ، ص 72)؛ بخش سوم کتاب أعمال الاعلام فیمَن بُوِیعَ قبلَ الاحتِلام من مُلوک الاسلام و مایجرُّ ذلک من شِجعون الکلام از لسان الدین ابن خطیب (متوفی 776) که تاریخ شمال افریقا را تا آغاز حکومت عبدالمؤمن موحدی (527 ـ 558) نوشته است (عبادی ، ص 341ـ342)؛ بُغیة الرُوّاد فی ذِکر مُلوک بنی عبدالواد از ابوزکریا یحیی بن خَلدون (متوفی 786) که از تاریخهای درباری و در بارة تاریخ بنی زَیّان و بنی عبدالواد تا 776 است (ابن خلدون ، بغیة الرواد ، ج 1، مقدمة حاجِیات ، ص 53، 55).

در قرن هشتم سفرنامه هایی با اطلاعات تاریخی بسیار نوشته شد، از جمله : رحلة التجانی از ابومحمد عبداللّه بن محمد تِجانی (متوفی 717)؛ مِل ءُ العَیبَة بما جُمع بطولِالغَیبَة فی الوجهة الوجیهَة الی الحرمین مکّة و طیِّبة از ابوعبداللّه محمدبن عمربن محمدبن عمر سَبْتی ، مشهور به ابن رُشَید (متوفی 721؛ کتانی ، ج 1، ص 443)؛ تحفة النُظّار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار معروف به سفرنامة ابن بطوطه ، از ابوعبداللّه محمد طنجی لَوّاتی (متوفی 779) معروف به ابن بطوطه (عبادی ، 349).

در قرن نهم یکی از مورخان نامور جهان اسلام ، عبدالرحمان ابن خلدون (متوفی 808)، ظهور کرد. او فلسفة تاریخ و شیوه های جدید تاریخ نگاری نقادانه را بر اساس حقایق و به دور از افسانه ها و حوادث غیرمنطقی به وجود آورد. در مقدمة العِبَر و دیوانُ المبتدأ والخبر فی تاریخ العَرَب و البربر و مَنْ عاصَرَهُم مِن ذَوِی السلطان الاکبر ، که به العبر معروف است ، اندیشه های نو و دیدگاههایش را در بارة تاریخ و تاریخ نگاری بر اساس اصول علم الاجتماع نوشت (ابن خلدون ، المقدمة ، ج 1، ص 37). او در تاریخ نگاری دگرگونی ایجاد کرد و تأثیر بسیاری بر مورخان بعدی گذاشت ؛ ازینرو او را صاحب مکتب تاریخ نگاری می دانند (مؤنس ، ص 312؛ عبادی ، ص 345ـ346).

در قرن نهم مورخان دیگری نیز ظهور کردند، از جمله : ابوالعباس احمدبن حسین بن الخطیب مشهور به ابن قُنفُذ (القنفذ) قُسَنطینی (متوفی 810)، مؤلف الفارِسیّة فی مبادی الدولة الحَفصیّة به شیوة سالشماری که جزو اصیلترین منابع تاریخ حَفصیان است (ابن قُنفذ، ص 99، مقدمة نیفر و ترکی ، ص 65)؛ ابوعبداللّه محمدبن احمد شَمّاع هَنتانی ، معروف به ابن شمّاع (متوفی ح 873)، مؤلف الادلّة البیـّنة النورانیة فی مَفاخر الدولة الحفصیة بخزانة الحَضرةِ العَلیَّة الاءمامیة المُجاهدیة المتوکلیة در تاریخ بنی حَفص (کتانی ، ج 2، ص 1089)؛ ابوعبداللّه محمدبن ابراهیم لؤلؤی زَرْکشی (متوفی بعد از 894)، مصنف تاریخ الدولَتین المُوحدیة والحَفصیة ، به شیوة سالشماری و دربرگیرندة حوادث تاریخی از قرن ششم تا نهم (برونشویگ ، ج 2، ص 415ـ416)؛ ابوعبداللّه محمدبن عبداللّه تنسی (متوفی 899) مؤلف نظمُ الدر ] ر [ و العِقْیان فی بیان شَرف بنی زَیّان و ذکر ملوکهم الاعیان و من مَلِک مِن أسلافِهم فیما مَضی مِنَ الزمان .

در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم برخی ادیبان و فقیهان تألیفاتی داشتند مشتمل بر داده ها و گزارشهای تاریخی ، و آثارشان از این جهت اهمیت فراوانی دارد، مانند ابوعبداللّه محمدبن عبدالکریم مُغیلی (متوفی 909) و احمدبن یحیی وَنْشَریسی (متوفی 914) مؤلف المعیار (سعیدونی ، ص 266، 277، 283).

در آغاز قرن دهم منطقة شمال افریقا به کشورهای لیبی و تونس و الجزایر و مغرب تجزیه شد و در 981 شمال افریقا بتمامی به دست عثمانیها افتاد (احمد عبدالسلام ، ص 20، 22). در این عصر تاریخ نگاری همانند سایر علوم به رکود گرایید (همان ، ص 27ـ 28؛ خوجه ، ص 38). بیشتر کتابهای تاریخی این دوره و تا سه قرن پس از آن ، کم مایه و تقلیدی از کتابهای تاریخی پیشینیان و مشحون از واژه های عامیانه و محلی و اصطلاحات علمی ترکی و فرنگی بودند (لوی ـ پرووانسال ، ص 77). مردم شمال افریقا در این دوره توجه چندانی به تاریخ نداشتند و آن را امری خنده دار می دانستند و حتی بعضی ، تاریخ را ضد دین و اخلاق می شمردند (وَرثیلانی ، ص 597؛ لوی ـ پرووانسال ، ص 38؛ سَعداللّه قماری ، ج 2، ص 321ـ322). در تونس ، تاریخ نگاری را فعالیتی تجملی می دانستند (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 322، 324). احتمالاً سبب این بی توجهی به تاریخ ، گرایش به تصوف و بیم از فرمانروایان حاکم بر منطقه بود (همان ، ج 2، ص 322). این ترس باعث شد تا اغلب کسانی که در عصر حکومت عثمانیها بر شمال افریقا کتابهای تاریخی می نوشتند بیشتر به ستایش حاکمان وقت بپردازند یا در چارچوبی محدود ــ شامل تاریخهای محلی ، تراجم ، سفرنامه ها و کتابهای تقلیدی ــ حرکت کنند؛ ازینرو در این دوره مورخی یافت نمی شود که به تاریخ عمومی کشورهای شمال افریقا پرداخته یا دید انتقادی داشته باشد (همان ، ج 2، ص 322، 324).

شیوة کار تاریخ نگاران شمال افریقا در دورة حکومت عثمانیها چنین بود که تاریخ شمال افریقا را از زمان فتوحات اسلامی تا عصر مؤلف در مقدمه می آوردند و آنگاه بخش اعظم کتاب را به ذکر حوادث دولت حاکم اختصاص می دادند (احمد عبدالسلام ، ص 548). به طور کلی کتابهای تاریخی از قرن دهم به بعد بسیار اندک اند و اغلب آنها شمول و وسعت نظر لازم را ندارند (همان ، ص 575). بعضی از تاریخ نگاران قرن دهم عبارت اند از: ابوعبداللّه محمدبن احمد مِکناسی ، مشهوربه ابن غازی (متوفی 919)، مؤلف الرّوض الهَتون فی أخبار مِکناسة الزّیتون (حجّی ، ج 1، ص 15) و ابوعبداللّه محمدبن علی بن عمر (متوفی 969)، مشهور به ابن عَسکر، مؤلف دَوْحَةُ الناشر لِمحاسِن مَن کان بالمَغرب مِن مَشایخ القرن العاشر (لوی ـ پرووانسال ، ص 160، 163ـ164).

بعضی از مورخان قرن یازدهم این اشخاص بودند: ابن مَریم (متوفی 1020)، مؤلف البُستان فی ذکر الاولیاء و العُلماء بِتِلِمْسان (سعیدونی ، ص 299ـ300)؛ ابوالعباس احمدبن محمدبن قاضی مِکناسی ، مشهور به ابن قاضی (متوفی 1025)، مؤلف چندین اثر، از جمله سه کتاب دُرة الحِجِال فی ] غُرَّة [ أسماء الرجال ، جَذوة الاقتباس فی ذکر مَن حَلَّ من الاعلام مَدینة فاس ، و لَقْطُ الفرائد من لَفاظة حق الفوائد (ابن قاضی ، قسم 1، مقدمة ناشر، ص 5)؛ عبدالعزیز فَشْتالی (متوفی 1031)، مؤلف مناهل الصفا (لوی ـ پرووانسال ،ص 80 ـ81)؛ ابوالعباس احمدبابا تُنبکتی (متوفی 1036 یا 1032)، مؤلف نَیل الابـْتهاج بتَطریز ] بتذییل [ الدیباج (کتانی ، ج 1، ص 113، 114)؛ عبدالکریم بن فَکون (متوفی 1073)، مؤلف مَنشورالهدایة فی کشف حال من ادعی العلم و الولایة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 355)؛ و ابوسالم عبداللّه بن محمد عَیّاشی (متوفی 1090)، مؤلف سفرنامه ای به نام ماءالموائد یا رحلة عیاشیه (کتانی ، ج 2، ص 832 ـ 835).

بعضی از مورخان قرن دوازدهم عبارت اند از: محمدبن ابی القاسم رُعَینی قیروانی ، مشهور به ابن دینار (متوفی بعد از 1110)، مؤلف المؤنس فی أخبار افریقیة و تونس که آن را در 1092 به قصد تکمیل الادلة البیـّنة النورانیة علی مفاخِر الدولة الحفصیة اثر ابن شَمّاع نوشت (احمد عبدالسلام ، ص 161ـ 162)؛ محمد قُوَیسِم (متوفی 1114)، مؤلف سَمط اللا´ل (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 51)؛ محمدبن عبدالوهاب وزیر غَسّانی (متوفی 1119)، مؤلف رِحلة الوَزیر فی افتکاک الاسیر (ابن سَوده ، ص 235)؛ ابوعبداللّه محمدبن خلیل بن غَلبون ، مشهور به ابن غَلبون (متوفی 1135)، مؤلف التذکار فیمن مَلک طرابلس و ماکان بها من الاخَبار (مصراتی ، ص 119ـ120)؛ احمد بِرْناز (متوفی 1138)، مؤلف الشُهب المُحرِقَة لِمَن ادّعی الاجتهاد لولا انقطاعهِ مِن أهل المَخْرَقَة (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 36)؛ محمد صُغَیّ ِربن محمدبن عبداللّه بن علی افرانی مراکشی (متوفی 1139)، مؤلف نُزهَة الحادی بأخبارِ مُلوک القرنِ الحادی (لوی ـ پرووانسال ، ص 89، 93)؛ محمدبن محمد اندلسی ، ملقب به وزیرالسرّاج (متوفی 1149)، مؤلف الحُلَل السُندُسیّة فی الاخبار التُونسیـّة (وزیر، ج 1، مقدمة هیله ، ص 35ـ40)؛ ابوعبداللّه محمدبن میمون زَواوی جَزائری (متوفی بعد از 1159)، مؤلف التُحفَة المَرضیّة فی الدَولة البکداشیـّة ] = البکتاشیة [ فی بلادالجَزائر المَحْمیّة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 336)؛ حسین خوجه (متوفی 1145)، مؤلف بَشائر أهل الایمانِ بفتوحات آل عثمان و ذیل آن (خوجه ، مقدمة معموری ، ص 60، 69ـ70)؛ محمد سَعاده (متوفی 1171)، مؤلف قُرة العَین (احمد عبدالسلام ، ص 203)؛ ابوعبداللّه محمدطیب بن عبدالسلام حَسنی قادری (متوفی 1187)، مؤلف دو کتاب نشر المَثانی لاهل القَرن الحادی و الثانی و التقاط الدُرَر (لوی ـ پرووانسال ، ص 227ـ231)؛ و حسین بن محمد سعید وَرثیلانی (متوفی 1193)، نویسندة سفرنامة نُزهَة الاَنظار فی فَضل عِلم التاریخ والاخَبار یا رحلة ورثیلانیة (ورثیلانی ، مقدمه ، ص 3ـ 8).

در قرن سیزدهم مورخان از شیوه های پیشینیان پیروی می کردند و احیاناً عین مطالب آنان را با اندکی تغییر نقل می نمودند (احمد عبدالسلام ، ص 525). آثار آنان ، همانند مورخان دو قرن گذشته ، حاکی از نادانی و مشحون از تناقضات تاریخی و حشو و تکرار حوادث روشن تاریخی با اشتباهات فراوان و شگفتی انگیز است (همان ، ص 525 ـ 526). بیشتر مورخان قرن سیزدهم پیش از ابوالضَّیّاف ( ((ر.ک.ب))ادامة مقاله ) به طبقة متوسط جامعه توجهی نداشته و به اهداف و اطماع کشورهای غربی کوچکترین اشاره ای نکرده و صرفاً به دنبال تصنیف کتابهای تاریخی برای جلب رضایت حاکمان و گرفتن پاداشهای مالی بوده اند (همان ، ص 533 ـ 535). بارزترین مورخ شمال افریقا در قرن سیزدهم احمدبن ابی الضَّیّاف (متوفی 1291) بود (احمد عبدالسلام ، ص 575). او، برخلاف دیگران ، تاریخ نگاری را دارای هدف می دانست و چاپلوسی را در تاریخ نگاری مذموم می شمرد (همان ، ص 521). اتحاف اهل الزمان باخبار مُلوک تُونس و عَهد الامان تألیف اوست (زمرلی ، ص 71ـ 75).

بتدریج در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم ارتباط با غربیها بر تاریخ نگاری در شمال افریقا تأثیر گذاشت و نیز درک سبک ابن خلدون و آشنایی با کتابهای او، عامل رشد تاریخ نگاری در آنجا شد. این تغییر را در الکتاب الباشی اثر حمّودة بن محمدبن عبدالعزیز مشهور به ابومحمدباشی (متوفی 1202) و مقدمة اتحاف اهل الزمان اثر ابن ابی الضّیّاف (متوفی 1291) می توان دید (همان ، ص 524). تألیفات این دوره با آنکه تاریخ محض نیستند، اطلاعات تاریخی بسیاری دارند (همان ، ص 291، 522 ـ523). بعضی از مورخان این دوره عبارت اند از: محمدبن سَوده مَرّی (متوفی 1209)، صاحب الفهرسة (لوی ـ پرووانسال ، ص 238)؛ محمد بُوراس (متوفی بعد از 1222)، مؤلف مؤنس الاَحبّة فی أخبار جَرْبة (سعداللّه قماری ، ج 2، ص 376ـ381)؛ محمود مَقدیش (متوفی 1228)، مؤلف نُزهَة الانظار فی عَجائب التواریخ و الاخبار (ابن ابی الضّیّاف ، ج 7، ص 85 ـ 86)؛ ابوالقاسم بن احمدبن علی بن ابراهیم زَیّانی (متوفی 1249)، مؤلف سفرنامه ای به نام الترجمان الکبری فی أخبار المعمور براً و بحراً (کراچکوفسکی ، ص 848، 850)؛ محمدبنِ صالح بن علی بن عیسی کِنانی قیروانی (متوفی 1292)، مؤلف تَکمیل الصُلَحاء و الاعیان لمَعالم الایمان فی أَولیاءِالقَیروان (احمدعبدالسلام ،ص 441ـ443)؛ محمد اِکِنْسوس (متوفی 1294)، مؤلف الجیش العَرَمرَم الخُماسی فی دولة اولاد مولانا علی السجِلماسی (لوی ـ پرووانسال ، ص 136، 139، 141)؛ محمد باجی مسعودی (متوفی 1297)، مؤلف الخلاصة النقیّة فی أُمراء افریقیـّة (احمد عبدالسلام ، ص 353، 355)؛ خیرالدین تونسی چَرکَسی قفقازی (متوفی 1307)، مؤلف أقوم المسالک لمعرفة أحوال الممالک (محفوظ ، ج 2، ص 271، 277ـ 278)؛ محمد بَیرَم پنجم تونسی (متوفی 1307)، مؤلف صَفوة الاعتبار بمُستودَع الامصار و الاقطار (احمد عبدالسلام ، ص 445، 456)؛ ابوالعباس احمدبن خالد ناصری سَلاوی (متوفی 1315)، مؤلف الاستقصا فی أخبار دول المَغرب الاقصی ' (سلاوی ، ج 1، ص 40)؛ محمدبن عثمان سُنوسی (متوفی 1318) مؤلف دو کتاب مُسامرة الظَریف بحُسن التعریف ، و الرِحلة الحِجازیة (احمد عبدالسلام ، ص 467، 475، 488)؛ محمد بن یوسف زَیانی (متوفی بعد از 1320)، مؤلف دَلیل الحَیران و أنیس السَهران فی أخبار مَدینة وَهران (مَزاری ، ج 1، ص 368)؛ محمدبن عثمان حَشائِشی (متوفی 1330)، مؤلف سفرنامه ای به نام جَلاء الکَرب عن طرابلس الغرب (زیاده ، ص 254ـ 269).

منابع : ابن ابّار، اِعتابُ الکُتّاب ، چاپ صالح أشتر، دمشق 1380/ 1961؛ همو، کتاب الحُلة السیراء ، چاپ حسین مؤنس ، قاهره 1963ـ1964؛ ابن ابی اصیبعه ، عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، چاپ نزار رضا، بیروت : دارمکتبة الحیاة ] بی تا. [ ؛ ابن ابی الضَّیّاف ، اتحاف اهل الزمان باخبار ملوک تونس و عهد الامان ، تونس 1990؛ ابن ابی زرع ، الانیس المطرب بروض القرطاس فی اخبار ملوک المغرب و تاریخ مدینة فاس ، رباط 1972 الف ؛ همو، الذخیرة السنیة فی تاریخ الدولة المرینیة ، رباط 1972 ب ؛ ابن جلجل ، طبقات الاطبّاء و الحکماء ، چاپ فؤاد سید، قاهره 1955؛ ابن حماد، تاریخ فاطمیان : ترجمة کتاب اخبار ملوک بنی عبید و سیرتهم ، ترجمة حجت اللّه جودکی ، تهران 1378ش ؛ ابن خلدون (عبدالرحمان بن محمد)، المقدّمة ، تونس 1989؛ ابن خلدون (یحیی بن محمد)، بغیة الرواد فی ذکر الملوک من بنی عبدالواد ، ج 1، چاپ عبدالحمید حاجیات ، الجزائر 1400/ 1980؛ ابن رقیق ، قطعة من تاریخ افریقیة و المغرب ، چاپ عبداللّه حلی زیدان و عزالدین عمرموسی ، بیروت 1990؛ ابن زیات ، التشوف الی رجال التصوف ، چاپ ادولف فور، رباط 1958؛ ابن سوده ، دلیل مؤرّخ المغرب الاقصی ' ، بیروت 1418/ 1997؛ ابن صاحب الصلاة ، المنُّ بالامامة : تاریخ بلادالمغرب و الاندلس فی عهد الموحدین ، چاپ عبدالهادی تازی ، بیروت 1987؛ ابن صغیر، اخبارالائمة الرستمیین ، چاپ محمدناصر و ابراهیم بحاز، بیروت 1406/ 1986؛ ابن عبدالحکم ، کتاب فتوح مصر و اخبارها ، چاپ محمد حجیری ، بیروت 1416/ 1996؛ ابن عذاری ، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب ، ج 1، چاپ کولن و لوی ـ

پرووانسال ، بیروت 1983؛ ابن قاضی ، جذوة الاقتباس فی ذکر من حَلّ من الاعلام مدینة فاس ، رباط 1973ـ1974؛ ابن قُنفُذ، الفارسیة فی مبادی الدولة الحفصیة ، چاپ محمد شاذلی نیفر و عبدالمجید ترکی ، تونس 1968؛ محمدبن احمد ابوالعرب تمیمی ، طبقات علماء افریقیة و تونس ، چاپ علی شابّی و نعیم حسن یافی ، تونس 1968؛ احمد عبدالسلام ، المورّخون التونسیّون فی القرون 17 و 18 و 19 م : رسالة فی تاریخ الثقافة ، نقلها من الفرنسیة الی العربیة احمد عبدالسلام و عبدالرزاق حلیوی ، تونس 1993؛ هادی روجی ادریس ، الدولة الصنهاجیة : تاریخ افریقیة فی عهد بنی زیری من القرن 10 الی القرن 12 م . ، نقله الی العربیة حمّادی ساحلی ، بیروت 1992؛ روبر برونشویگ ، تاریخ افریقیة فی العهد الحفصی ، نقله الی العربیة حمادی ساحلی ، بیروت 1988؛ اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج 1، در حاجی خلیفه ، ج 5؛ عبداللّه بن محمد تجانی ، رحلة التجانی ، چاپ حسن حسنی عبدالوهاب ، تونس 1377/ 1958؛ محمد حجّی ، جولات تاریخیّة ، بیروت 1995؛ حمدی عبدالمنعم محمدحسین ، تاریخ المغرب و الاندلس فی عصر المرابطین : دولة علی بن یوسف المرابطی ، اسکندریه 1986؛ محمدبن حارث خُشَنی ، قضاة قرطبة و علماء افریقیة ، چاپ عزت عطار حسینی ، قاهره 1372؛ حسین خوجه ، ذیل بشائر أهل الایمان بفتوحات آل عثمان ، چاپ طاهر معموری ، تونس 1395/ 1975؛ عبدالرحمان بن محمد دباغ ، معالم الایمان فی معرفة اهل القیروان ، اکمله و علق علیه ابوالفضل بن عیسی تنوخی ، چاپ ابراهیم شبّوح ، ج 1، مصر 1388/ 1968، چاپ محمد احمدی ابوالنور و محمد ماضور، ج 2، قاهره ] 1972 [ ؛ احمدبن سهل رازی ، اخبار فخّ و خبر یحیی بن عبدالله و أخیه ادریس بن عبدالله : انتشار الحرکة الزیدیة فی الیمن و المغرب و الدیلم ، چاپ ماهر جرّار، بیروت 1995؛ صادق زمزلی ، اعلام تونسیّون ، تقدیم و تعریب حمادی ساحلی ، بیروت 1986؛ نیکلا زیاده ، افریقیات ، لندن 1991؛ سیدعبدالعزیز سالم ، ] المغرب فی [ العصر الاسلامی ، در المغرب الکبیر ، ج 2، ] قاهره [ 1966؛ فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج 1، جزء2، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی ، ریاض 1403/ 1983؛ ابوالقاسم سعداللّه قماری ، تاریخ الجزائر الثّقافی ، بیروت 1998؛ سعد زغلول عبدالحمید، تاریخ المغرب العربی ، اسکندریه 1979ـ1990؛ ناصرالدین سعیدونی ، من التّراث التّاریخی و الجغرافی للغرب الاسلامی ، بیروت 1999؛ احمدبن خالد سلاوی ، کتاب الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی ، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری ، دارالبیضاء 1954ـ1956؛ احمدبن سعید شماخی ، کتاب السیر ، چاپ احمدبن سعود سیابی ، مسقط 1407/ 1987؛ احمدمختار عبادی ، فی تاریخ المغرب و الاندلس ، بیروت 1978؛ عزالدین عمر موسی ، الموحدون فی الغرب الاسلامی : تنظیماتهم و نظمهم ، بیروت 1411/ 1991؛ احمدبن احمد غبرینی ، عنوان الدرایة فیمن عرف من العلماء فی المائة السابعة ببجایة ، چاپ عادل نویهض ، بیروت 1979؛ محمد فاسی ، «المورخان ابن ابی زرع و ابن عبدالحلیم »، تطوان ، ش 5 (1960)؛ عیاض بن موسی قاضی عیاض ، ترتیب المدارک و تقریب المسالک لمعرفة اعلام مذهب مالک ، ج 1، 3، 4، مغرب 1403/ 1983؛ نعمان بن محمد قاضی نعمان ، رسالة افتتاح الدعوة ، چاپ وداد قاضی ، بیروت 1970؛ کتاب الحلل الموشیة فی ذکر الاخبار المراکشیة ، چاپ سهیل زکار و عبدالقادر زمانه ، دارالبیضاء 1979؛ کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق ، ج 4، قسم 1، چاپ عمر سعیدی ، دمشق 1972؛ محمد عبدالحی بن عبدالکبیر کتانی ، فهرس الفهارس و الاثبات ، چاپ احسان عباس ، بیروت 1402/ 1982؛ ایگناتی یولیانوویچ کراچکوفسکی ، تاریخ الادب الجغرافی العربی ، نقله عن الروسیة صلاح الدین عثمان هاشم ، بیروت 1408/1987؛ اواریست لوی ـ پرووانسال ، مؤرخو الشرفاء ، تعریب عبدالقادر خلاّ دی ، رباط 1397/ 1977؛ عبداللّه بن محمد مالکی ، کتاب ریاض النفوس ، چاپ بشیر بکوش ، بیروت 1401ـ1403/ 1981ـ 1983؛ محمد محفوظ ، تراجم المؤلفین التونسیین ، بیروت 1982ـ 1986؛ عبدالواحدبن علی مراکشی ، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب ، چاپ محمدسعید عریان ، قاهره 1368/ 1949؛ آغابن عوده مزاری ، طلوع سعد السعود فی اخبار وهران و الجزائر و اسبانیا و فرنسا الی اواخر القرن التاسع عشر ، چاپ یحیی بوعزیز، بیروت 1990؛ علی مصطفی مصراتی ، مؤرّخون من لیبیا: مؤلفاتهم و مناهجهم ، طرابلس 1398/1977؛ حسین مؤنس ، فتح العرب للمغرب ، قاهره : مکتبة الثقافة الدینیة ، ] بی تا. [ ؛ حسین بن محمد ورثیلانی ، نزهة الانظار فی فضل علم التّاریخ و الاخبار ، بیروت 1394/ 1974؛ یحیی بن ابوبکر ورجلانی ، کتاب السیرة و اخبارالائمة ، چاپ عبدالرحمان ایوب ، تونس 1405/ 1985؛ محمدبن محمد وزیر، الحلل السندسیة فی الاخبار التونسیة ، چاپ محمد حبیب هیله ، بیروت 1985.

/ ستّار عودی /

ب ) غرب و مرکز افریقا. در بارة فن تاریخ نگاری در افریقای زیرِ صحرا اطلاعات ناکافی است . می توان نوشته های تاریخی این منطقه را در سه دسته گنجاند: تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور؛ کتابهای رجال ؛ گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی و فهرست سلاطین . احتمالاً محققان بومی ، آثار منتشرنشده و مطالب دست نویس بیشتری در اختیار دارند.

1. تاریخ نگاریهای متعارفِ مؤلفانِ مشهور. قدیمترین تاریخ نگاریهای منطقه متعلق به اواخر سدة دهم است . در

بورنو امام الکبیر احمدبن فورطوا/ فورطو به شرح دوازده سال نخست (972ـ984) حکومت سلطان اِدریس آلوما، حامی خود، پرداخت (چاپ و ترجمه د. لانگه ، > وقایع نامه ای سودانی : نبردهای ادریس آلوما در بورنو (1564ـ1576) < ، اشتوتگارت 1987). به ادعای مؤلف ، اثرش برگرفته از نوشته ای قدیمتر، متعلق به آغاز سدة دهم ، بوده است . وی همچنین گزارشی از لشکرکشیهای این سلطان برای جنگ با کانم نوشته است (متن عربی ، کانو 1932، ترجمة ه . ر. پالمر ، در > خاطرات سودانی < ، لاگوس 1928، ج 1، ص 15ـ74). این گزارشها، به رغم جانبداریهای آشکار، ارزش ویژه ای دارند، زیرا مؤلف شاهد رویدادهای آن دوره بوده است .

در نیمة سدة یازدهم ، دو اثر تاریخی مهم در منطقة نیجر مرکزی تألیف شد: تاریخ السودان نوشتة عبدالرحمان سعدی * و تاریخ الفَتّاش فی اخبار البلدان و الجیوش و اکابر الناس از محمود کَعْتی * . ] ابن [ المختار، نوة دختری کعتی ، این اثر را تکمیل کرد ] و هوداس آن را به فرانسوی ترجمه کرد و همراه با متن اصلی در 1361 ش /1981 به چاپ رساند [ . این دو اثر عمدتاً در بارة تاریخ امپراتوری سُنگای * از اواسط قرن نهم تا پیروزی سعدیان در سال 1000 است ؛ هر چند در تاریخ السودان شرح رویدادها تا 1065 ادامه یافته است . ] این کتاب را نیز هوداس به فرانسوی ترجمه کرد و همراه با متن اصلی در 1361 ش /1981 به چاپ رساند [ . تاریخ پاشالق تمبوکتو * از زمان پیروزی سعدیان تا حدود 1150، در دیوان الملوک فی سلاطین السودان که مجهول المؤلف است ، شرح داده شده است (نسخة خطی کتابخانة ملی فرانسوی ، بخش عربی ، ش 5259، گ 88 ـ152). در 1164 مؤلفی گمنام ، این تاریخ را با عنوان تذکرة النسیان فی اخبار ملوک السودان (چاپ و ترجمة ا. هوداس ، پاریس 1899ـ1901) دوباره تدوین کرد. تاریخ نگاری این دوره با اثر مولای قاسم بن مولای سلیمان که مشتمل بر سالهای 1160 تا 1215 است ، پایان می یابد (م . آبیتبول ، متن اصلی و ترجمة آن را در > تمبوکتو در نیمة سدة هجدهم < ، در 1982 در پاریس به چاپ رسانده است ).

سنّت تاریخ نگاری در منطقة جنوبی موریتانی و درة رود سنگال نیز وجود داشته که تا زمان حاضر فقط بخشی از آن شناسایی شده است . ظاهراً، بیشتر این مطالب در سده های سیزدهم و چهاردهم / نوزدهم و بیستم نوشته شده اند. ترجمة تاریخهای وَلاته (ایولاتن ) و نِعمه (نما) به چاپ رسیده است (ترجمة پل مارتی ، پاریس 1927). اسماعیل هامه بسیاری از آثار کم اهمیت تر را ترجمه و در > تواریخ موریتانی سنگال < در 1329/ 1911 در پاریس چاپ کرده است . یکی از این تواریخ در بارة جهاد ناصرالدین الیَدالی در قرن یازدهم و دیگری در بارة نسب شناسی ، از موضوعات رایج در موریتانی ، است که در آنجا ادعای تبار عربی و بخصوص شریفی موجب برخورداری از موقعیت اجتماعی برتر است . شیخ موسی کَمَره (متوفی 1324ش / 1945)، تاریخ و دانشنامة مفصّلی از اقوام درة رود سنگال با عنوان زهور البساتین فی تاریخ السوادین نوشت . قسمتهایی از این اثر به فرانسوی ترجمه و چاپ شده است و قرار است ژان اشمیتس بخش عمده ای از باقیماندة این اثر را در چهار مجلد انتشار دهد.

در سده های سیزدهم و چهاردهم / نوزدهم و بیستم تاریخ نگاری در بارة جهاد شیخ عثمان بن محمد فُودیه ( ((ر.ک.ب))عثمان دان فودیو * ) و حکومت اسلامی نشأت گرفته از آن افزایش یافت (این حکومت گاه به اشتباه «خلافت سوکوتو» نامیده شده است ). محمد بِلّو * ، پسر شیخ عثمان و فرمانده نظامی ، نخستین تاریخ را در این باره ، به نام انفاق المیسور فی تاریخ بلاد التکرور ، در 1227 نوشت . این اثر، گزارشی است از جهاد همراه با مطالب باارزشی در بارة تاریخ اسلام در ناحیة مرکزی بلاد سودان (س . ا. ج . وایتینگ ، این اثر را در 1330ش / 1951در لندن به چاپ رساند). عبداللّه ، برادر شیخ عثمان که مرثیه ها و اشعار بسیاری در تجلیل از پیروزیهای جهاد سروده بود ، پس از گردآوری اشعارش ، آنها را با ساختاری تاریخی و به شیوة سیرة ابن هشام در 1228 به نام تزیین الورقات تدوین کرد (چاپ و ترجمة م . هسکت ، ابیجان 1963). از نوشته های قدیمی دیگر می توان از کتاب روضة الافکار نوشتة عبدالقادربن مصطفی (متوفی 1280) نام برد (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 221ـ230) که شامل گزارش معتبری از تاریخ گوبر / کوبر در سدة دوازدهم نیز می شود (ترجمة پالمر در > مجلة انجمن افریقایی < ، ج 15 ] 1915ـ1916 [ ، ص 261ـ 273). بخش اعظم تاریخ این خاندان را، که مؤسس آن شیخ عثمان بود، وزیران سلاطین بعدی نوشتند (رجوع کنید به لاست ، 1967؛ همو، 1965، ج 1، ش 2، ص 193، ش 3، ص 71). جنیدبن محمد بخاری ، آخرین وزیر این خاندان ، جامعترین اثر را در این باره به نام ضبط المُلْتَقَطات من الاخبار المتفرقة فی المؤلَّفات نوشت (چاپ متن عربی در سوکوتو ] بی تا. [ ؛ ترجمة هوسایی ، > ترهین فولانی < ، زاریا 1957). از آثاری که کمتر شناخته شده اند می توان از نوشته الحاج سعید با عنوان تقایید ممّا وصل الینا مِن احوال امراء المسلمین سلاطین حوسا ] هوسا [ یاد کرد. وی به شرح رویدادها تا 1270 می پردازد (ا. هوداس ، ] ترجمة فرانسوی [ بخش دوم این اثر را با نام > تاریخ سوکوتو < در پایان ترجمه ] فرانسوی [ اش از تذکرة النسیان آورده است ). در 1234 محمد سمبوبن احمد کولاوی کتاب کنزالاولاد و الذراری را نوشت که چاپ نشد. این کتاب اثر مفصّل و ناهمگونی در بارة تاریخ عمومی اسلام ، سیرة زهاد، نسب شناسی و تاریخ فولانیان است . این کتاب ، به سبب بی توجهی محققان سوکوتو به فراموشی سپرده شد ( > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 230ـ 231). از میان گزارشهای محلی در بارة جهاد و تبعاتِ آن ، دو اثر منتشرنشده شایان ذکر است : تقیید الاخبار محمد زنگی در بارة کانو (تألیف در 1284؛ رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 342) و تألیف اخبار القرون احمدبن ابی بکر، معروف به امو ـ ایکوکورو (تألیف در 1330؛ رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 447).

2. کتابهای رجال . از کتب رجالی اندکی که برجا مانده ، این آثار شایان ذکر است : مجموعة معروفی از رجال فقهای مالکیِ شمال و غرب افریقا و اندلس به نام نیل الابتهاج بتطریز الدیباج ، تألیف احمدبابا تنبکتی * (متوفی 1036). این اثر در حاشیة الدیباج المُذَهَّبِ ابن فرحون چاپ شده است و ضمیمة آن محسوب می شود (قاهره 1351/ 1932ـ1933، ((ر.ک.ب))شربونو ، ص 421). احمدبابا، خلاصه ای به نام کفایة المحتاج لمعرفة مَنْ لیس فی الدیباج در 1012 نوشت که منتشر نشده است . محمد عبداللّه بن ابی بکرالصدیق البَرِّتَیلی / البَرتِلی ، از محققان ولاته ، فتح الشکور فی معرفة اعیان علماء التکرور را در 1214 نوشت (چاپ محمدابراهیم کتّانی و محمد حجّی ، بیروت 1401/ 1981) که زندگینامة علما و اولیای موریتانی جنوبی و ناحیة مرکزی نیجر است . ابوبکربن احمد ولاتی (متوفی 1335/ 1917) بر این اثر ذیلی با عنوان مِنَح الرَّب الغَفور فی ما اَهْمَلَهُ صاحب فتح الشکور نوشت که نسخة منحصر به فرد آن در «مرکز اسناد و تحقیقات احمدبابا» در تمبوکتو به شمارة 669 موجود است . این اثر از کتاب رجالی فراتر است و آمیزه ای از این نوع تاریخ نگاری و ضبط وقایع سالانه («حَوْلیّات »)است . این کتاب در بارة تاریخ موریتانی جنوبی و مالی شمالی در قرن سیزدهم / نوزدهم اطلاعات سودمندی دارد. از جمله آثار این مجموعه است : ازالة الرَیب نوشتة احمدبوالاعراف ، و السعادة الابدیة تألیف احمد بابِر اَروانی .

3. گاه نگاریهای مجهول المؤلف محلی و فهرست سلاطین . آثاری از این قبیل در منطقة سودان مرکزی موجود است (بویژه در نیجر و نیجریة فعلی ، رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، فصل 14). اکثر این نوشته ها به عربی است ، اما مطالبی نیز به زبانهای هوسایی ، نوپه و کنوری دارد. از مشهورترین این آثار، گاه نگاریهای اَغَدَس / آگادس متعلق به دورة 809ـ1307 ( ((ر.ک.ب))اوروی ، ج 4، ص 145ـ177) و وقایع نگاریهای کانوست . امروزه ، چندین فهرست از سلاطین کانو برجا مانده که در سدة سیزدهم تدوین شده است و حداقل یکی از آنها مطالب روایی و داستانی دارد (رجوع کنید به هانویک ، 1993، ص 95ـ130). فهرستهای سلاطین کانو با باگائودا (ظاهراً مربوط به سدة پنجم ) آغاز می شود و با ذکر مدت حکومت آنان ، بدون گاه شماری دقیق ، به فهرست سلاطینی ختم می شود که نامشان مکتوب شده بوده است .

در اوایل قرن سیزدهم / اواخر قرن نوزدهم ، نویسنده ای گمنام ، که احتمالاً مقامی درباری داشته ، مطالبی نوشته که به > تاریخ کانو < مشهور است . این اثر که بر اساس مطالب فهرست سلاطین تنظیم شده ، فقط به ذکر مدت حکومت سلاطین مختلف بسنده کرده است و ترتیب زمانی ندارد. > تاریخ کانو < با داستانهای افسانه ای (احتمالاً در سدة پنجم ) آغاز می شود و تا حکومت محمد بلّو (1300ـ1309) ادامه می یابد. به فهرست سلاطین ، مطالبی در بارة تشکیلات اداری سلطان نشین کانو، تاریخ اسلام و روابط خارجی کانو، ضمیمه شده است . ظاهراً منبع این اطلاعات بیشتر شفاهی بوده است و سبک فردی آن خاستگاه هوسایی مؤلف را نشان می دهد ( ((ر.ک.ب))هانویک ، 1994، ص 46ـ127؛ لاوجوی و دیگران ، ص 767). این اثر به عربی برگردانده نشده ، اما پالمر آن را به انگلیسی ( > خاطرات سودانی < ، ج 3، ص 92ـ132) و زیرنظر روپرت ایست به هوسایی ترجمه کرده است (ج 2، ص 3ـ 58، با اضافاتی متعلق به این دوره تا حدود 1305 ش / 1926). آدم نَهَ ـ مَعَجی در الاِعلان بِتَأریخ کانو (1312ـ1313ش / 1933ـ 1934) از منابعی مشابه سود جسته است . ابوبکر دوکاجی ، رویدادهای 1234/ 1819 تا دهة 1370ش / 1950 را به زبان هوسایی و با عنوان > تاریخ کانو < (زاریا 1959) تألیف کرد.

در کاتسینا نیز سنّت نگارش فهرست سلاطین وجود داشت (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 584 ـ 585)، هرچند در مقایسه با > تاریخ کانو < ، تاریخی مشروح در این منطقه نوشته نشد. در بورنو نیز فهرستی از سلاطین قرن پنجم (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 568ـ573؛ لانگه ، 1977) و بسیاری از روایتهای تاریخی مجهول المؤلف و مختصر و بدون تاریخ در دسترس است که برخی از آنها به اجبار یا به درخواست مقامات استعماری نوشته شده است . ماندارا ، همسایة بورنو، نیز تاریخ نگاری خاص خود را دارد (رجوع کنید به > متون عربی افریقا < ، ج 2، ص 588 ـ 589؛ این تاریخها در الدیریج محمدو ، > قلمرو واندالا یا ماندارا تا سدة نوزدهم < ، چاپ جدید، توکیو 1982، منتشر شده است ).

در غرب و در محلی که امروزه جمهوری غنا قرار دارد، سنّت تاریخ نگاری محلی به زبان عربی وجود دارد که قدمت آن به نیمة سدة دوازدهم / هجدهم می رسد. بسیاری از آنها در > تاریخ نگاریهای گونجه < (کیمبریج 1986) اثر ایور ویلکس و دیگران چاپ شده است . تاریخ نگاریهای خلاصة دیگر، در بارة حکومتهای شمال غنا، در > وا و واله < (کیمبریج 1989) اثر ویلکس منتشر شده است . در 1371 ش / 1992، س . پیلاشویچ در > فتح زَبَرمه در شمال غنا و ولتای علیا < ، تاریخ نگاریهای هوسایی در بارة هجوم زبرمه به شمال غنا در اوایل سدة سیزدهم / اواخر سدة نوزدهم را در ورشو به چاپ رساند (اما ((ر.ک.ب))ویلکس ، 1993، ج 4، ص 213ـ222). در منطقة غرب سودان ، تاریخ نگاریهای محلی گمنامی وجود دارد که به مناطقی از قبیل فوتا جالون و فوتا تورو (رجوع کنید به > فهرست نسخ خطی افریقای سودانی < ، ج 3، ] 1992 [ ، ص 173ـ 181؛ فهرسة مخطوطات مرکز احمدبابا للتوثیق ، 1995، ج 1).

در منطقة نیجر میانی و جنوب موریتانی نیز سنّت ثبت و ضبط درگذشتگان و رویدادهای مهم وجود داشته است که در فصول متأخر تاریخ السودان نوشتة سعدی منعکس است ، در عین حال به طور مستقل نیز در دسترس است .

منابع : فهرسة مخطوطات مرکز احمدبابا للتوثیق ، ج 1، چاپ سیدی عمربن علی ، لندن 1995؛

Arabic literature of Africa , ed. R. S. O'Fahey and J. O. Hunwick, Leiden 1993- ; A. Cherbonneau, "Essai sur la littإrature arabe au Soudan d'aprةs le Tekmilet ed- Dibad ¢j ¢e d'Ahmed Baba le ombouctien", Annales de la soc. arch. de Constantine , II [1854-1855]; Noureddine Ghali et al., Inventaire de la bibliothةque ـ Umarienne de Sإgou , Paris 1985; J. O. Hunwick, "A historical whodunit: the so-called th " Kano Chronicle " and its place in the historiography of Kano", History in Africa , XXI (1994); idem, "Not yet the Kano chronicle : king-lists with and without narrative elaboration from nineteenth- century Kano", Sudanic Africa , IV (1993); D. Lange, Le D i ¦wa ¦n des sultans du ) Ka ¦nem ) - Bornu , Wiesbaden 1977; D. M. Last, "Arabic source material and historiography in Sokoto", Research Bull . [Centre of Arabic Documentation, University of Ibadan], I/2 (1965), I/3 [1965]; idem, The Sokoto Caliphate , London 1967; P. Lovejoy et al., "C. L. Temple's `Notes on the history of Kano' [1909]: a lost chronicle on political office", Sudanic Africa , IV (1993); David Robinson, The Holy War of Umar Tal , Oxford 1985; J. Urvoy, "Chroniques d'Agadةs", J. Sociإtإ des Africanistes , IV [1934]; Ivor Wilks, in Sudanic Africa , IV [1993].

/ ج . ا. هانویک ( د. اسلام ) /

ج ) شرق افریقا. پیش از قرن سیزدهم ، اسلام به جنوب دشتهای واقع در پایین اتیوپی راه نیافته بود. حتی در بارة تاریخ نواحی ساحلی اطلاعات اندکی در دست است . آگاتارخید کنیدوسی ، استرابو/ استرابون ، پلینی ، بطلمیوس ، کوسماس اندیکوپلوست در این باره به اشاره های مختصری بسنده کرده اند که در > پریپلوس دریای اریتره < (تألیف :ح پنجاه میلادی ) مفصّلتر توصیف شده است .

جاحظ ، نخستین مؤلف عرب است که در عبارتهای کوتاه در بارة مردم پمبا و زنگبار گزارش تاریخی می دهد. ادریسی و مسعودی و ابن بطوطه ، مهمترین گزارشهای تاریخی را همراه با اشاراتی حکایت گونه از بزرگ بن شهریار رامهرمزی ارائه داده اند.

قدیمترین سند محلی فقط به زبان پرتغالی و به نام > تاریخ سلسلة کلوه < به تدوین ژوائو باروش موجود است . این تاریخ ، گزارشی از تأسیس سلطان نشین کِلوَه * و سلاطین آن از سدة چهارم تا حدود 911 است . این متن در اصل به زبان عربی بوده است . کتاب السلوة فی اخبار کلوة ، نسخة خطی کتابخانة بریتانیا به شمارة 2666. Or متعلق به سدة سیزدهم ، مشتمل است بر تاریخ این خاندان تا حدود 957. این اثر را سلطان بَرغاش در 1294/ 1877 به سر جان کرک اهدا کرد. این اثر، که مانند سند پرتغالی جاافتادگی دارد، گزارشی از این خاندان است . بعدها، موریس ، تاجر فرانسویِ برده ، این تاریخ را در دهة 1184/1770 نقل کرد که در رودس هاوس ، آکسفورد و در آرشیو فرانسه نگهداری می شود.

بنا بر > تاریخ پایت < ، سلطان نشین مجمع الجزایر لامو در 600 میلادی تأسیس شده است . این سند به طرزی نامتعارف به ذکر تمامی اولاد ذکور هر سلطان تا 1224/ 1809 می پردازد. دو تاریخ قدیمی به زبان عربی ، الکواکب الدُّریه (منتشرنشده ) و کتاب الزُنوج (چاپ ا. چروللی )، از گزارشهایی به سبک و سیاق عربی برگرفته شدند که در اصل مغشوش و از لحاظ تاریخی کم ارزش بودند و فقط نمونه هایی از تاریخ گذشته اند. ریچی که > تاریخ دودمان مزروعی مومباسا < را چاپ کرده ، این دو تاریخ را نیز به چاپ رسانده است . تاریخ مزروعی را شیخ امین بن علی مزروعی ، قاضی القضات سابق ساحل کنیا، در حدود 1324ش / 1945 از روی اسناد خانوادگی نوشته است . در پایان سدة سیزدهم / نوزدهم ، بوتنر و ولتن مطالب پراکنده و کوتاهی به زبان سواحلی در بارة لامو، کوا و جزیرة مافیا و همچنین روایات شفاهی ساحل تانزانیا را جمع آوری کردند. در دهة 1310ش / 1930، به فرمان دولت ، بسیاری از اقوال شفاهی به زبان سواحلی در تانگانیکا ، گردآوری شد. > تاریخ زنگبار < تألیف سر جان گری ، مطالبی به زبان سواحلی قدیم در بارة زنگبار و پمبا دارد. در جنوب این منطقه ، هیچگونه سند محلی در بارة موزامبیک گزارش نشده است ، اما آلیبرت برخی از روایتهای تاریخی در بارة جزایر کومور را به زبان عربی و سواحلی ، منتشر یا فهرست کرده است . همة این نوشته ها در بارة دودمانها و سرنوشت سلاطین است و گاه در مورد شیوه های بازرگانی و تجارت یا اقتصاد، مطالبی اجمالی در آنها آورده است .

از نظر مردم سواحلی زبان ، ادبیات بیشتر شامل شعر، حماسه ، تاریخ و غزل است . وایتلی ، ناپرت و دیگران مطالب بسیاری از این نوع ادبیات را منتشر کرده اند. آلن در دهة 1340ش /1960 از بسیاری از مجموعه های خصوصی نسخ خطی به زبانهای سواحلی و عربی ، عکسبرداری کرد. نتایج این تحقیقات در کتابخانة دانشگاه دارالسلام نگهداری می شوند و نسخه هایی از آنها در لندن در اختیار مدرسة مطالعات شرقی و افریقایی قرار گرفته که شامل نوزده مجلد بزرگ است . این نسخ با وجود داشتن مطالب متنوع توجه محققان را جلب نکرد. بایگانی زنگبار حدود سیصد نسخة خطی به زبان عربی از کتابخانة سلاطین پیشین در اختیار دارد. این نسخ که هیچگونه فهرستی ندارند، تاکنون بررسی نشده اند.

جان واکر در مقالاتش در > گاه شمار سکه شناسی < (1936ـ 1938) مسکوکات سلاطین کِلوَه و نیز مسکوکات زنگبار و موگادیشو را در مجله ای دیگر مشخص کرد. میچل براون نیز سکه های رایج در پمبا را شناسایی کرد. کاوشهای باستان شناختی هورتون در متمبوه مکو و جزیرة پمبا و جزیرة شانگا در نزدیکی ساحل لامو و جزیرة تومباتو در نزدیکی ساحل زنگبار، رویدادهای تاریخی را روشنتر ساخت . سفالینه های به دست آمده از این مناطق حاکی از پیوندهای محکم با ادوار ساسانی ـ اسلامی است و سکه های پیداشده ارتباط این سلطان نشینان را با امیران سند در قرن دوم و حکام فاطمی قاهره در سده های چهارم و پنجم نشان می دهد. دینارهایی متعلق به فاطمیان در نزدیکی ساحل ماداگاسکار به دست آمده که احتمالاً متعلق به یک کشتی غرق شده در آن دوره بوده است . اکنون معلوم شده است که ورود اسلام به کنیا و تانزانیا قطعاً حدود قرن دوم بوده و نه سه یا چهار قرن بعد؛ ازینرو، در گاه نگاریهایی که برمبنای باستان شناسی کرکمن در کنیا و چیتیک در کنیا و تانزانیا انجام گرفته باید تجدیدنظر شود.

وجود ظروف سفالین ساسانی ـ اسلامی که در بیش از بیست منطقة لامو به دست آمده حاکی از ارتباط تجاری با سیراف و ایران است . از باستان شناسی و سکه شناسی موزامبیک اطلاعات چندانی در دست نیست . منابع اصلی در بارة این منطقه گزارشهای پرتغالیها در قرن دهم / شانزدهم و قرنهای بعد است که بیشتر آنها به اهتمام آ. دا سیلوا رگو بوده است .

منابع : عبداللّه صالح فارسی ، سیدسعیدبن سلطان ، زنگبار 1942؛



بنياد دايره المعارف اسلامي


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت   توسط سالار  |