تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي

پيشينه و شاخص هاي تاريخ و تمدن ملل اسلامي- شكوفايي و گسترش تمدن نبوي/پژوهشگر سالار

تاريخ نگاري دورة قاجار و پهلوی

در دورة قاجار و پهلوی . قاجاریان به تاریخ توجه

ویژه ای داشتند که سبب تألیف کتابهای تاریخی بسیاری شد. شیوة تاریخ نگاری در این دوره ، به سبب تحولات جامعة ایران ، متنوع بود و می توان آن را به دو شیوة سنّتی و جدید تقسیم کرد.

الف . تاریخ نگاری سنّتی . این شیوه که تا پیش از تحولات عصر جدید مرسوم بود، استمرار وقایع نگاریها و مجلس نویسیهای دورة صفوی و متأثر از روش اسکندربیک منشی در عالم آرای عباسی (1038) و میرزا مهدی خان استرآبادی در جهانگشای نادری (1160) و دُرّة نادره (ح 1162) بود. تا پیش از تحولاتِ عصر جدید، ادب و شعر و تذکره نویسی و تراجم احوال با تاریخ مجموعة واحدی تشکیل می دادند (آدمیت ، 1357 ش ، ص 151؛ ساروی ، مقدمة طباطبائی مجد، ص 13؛ تکمیل همایون ، ص 167، 180) و نوشته های تاریخی با آرایه های ادبی و جملات موزون و شعر و مبالغه و تملق آمیخته بود (میرزا آقاخان کرمانی ، ص 18؛ ساروی ، همانجا). نویسندگان این تاریخها چون بیشتر اهل ادب بودند، ادیب مورخ نامیده می شوند (آدمیت ، همانجا). در اینگونه تاریخ نگاری ، سنجش و نقد و ارزشیابی منابع و نتیجه گیری در کار نبود و مؤلفان ، وقایع را بدون درنظر گرفتن روابط علت و معلولی کنار هم می چیدند و از ذکر بسیاری از وقایع به سبب ترس و مصلحت اندیشی یا درک نکردن معنای آنها چشم پوشی می کردند (همان ، ص 150). نوشته های این مورخان بیشتر در بارة سلسلة قاجار و تحولات سیاسی زمان آنان بود. مورخان برای سلسلة قاجار به تاریخ سازی می پرداختند و به خواست شاهان قاجار، نسب آنان را به مغولان می رساندند (رجوع کنید به مفتون دنبلی ، ص 4ـ6؛ ساروی ، مقدمة طباطبائی مجد، ص 12). اینگونه تاریخها را می توان «سرگذشتنامة قاجاری » نامید، مانند تاریخ محمدی * (1211) و تاریخ ذوالقرنین (1263). نویسندگان این کتابها، مطالبِ کتابهای یکدیگر را تکرار می کردند و چون فقط به سرگذشت شاهان می پرداختند، از توجه به مسائل اجتماعی و اقتصادی و مسائل دیگر بازمی ماندند. از آنجا که تألیف این کتابها غالباً فرمایشی و درباری بود، می بایست به تأیید شاه می رسید (مفتون دنبلی ، مقدمة صدری افشار، ص 5؛ شیرازی ، مقدمة بیر، ص 14؛ ساروی ، همانجا). علاوه بر سرگذشت شاهان ، به ثبت اسامی امرا و فرزندان و زنان شاهان نیز در این تاریخ نگاریها توجه می شد. بیشتر تاریخ نگاران این دوره در مقدمة کتابهای خود بر صداقت مورخ تأکید می کردند، اما در عمل ، حقایق را به علتهای گوناگون با کلمات زیبا پنهان می کردند ( ((ر.ک.ب))اعتمادالسلطنه ، 1363ـ 1367 ش ، ج 3، ص 2061ـ2064؛ سپهر، ج 1، ص 3؛ خاوری شیرازی ، گ 2ر؛ ساروی ، همانجا؛ قس کسروی ، 1377 ش ، ص 22ـ 23، 26ـ27)، حتی محمدجعفر خورموجی در حقایق الاخبار (1284) گزارش درست نحوة کشته شدن امیرکبیر را نوشت ، اما به فرمان ناصرالدین شاه تمام نسخه های این کتاب جمع شد (مقدمة خدیوجم ، ص نه ـ ده )؛ در حالی که محمدتقی سپهر ملقب به لسان الملک ، در ناسخ التواریخ (چاپ 1276) و اعتمادالسلطنه در تاریخ منتظم ناصری (تألیف از 1298 تا 1300) در بارة نحوة مرگ امیرکبیر مطلبی ننوشتند ( ((ر.ک.ب))سپهر، ج 3، ص 387ـ 389؛ اعتمادالسلطنه ، 1367 ش ، ج 3، ص 1728). همة این عوامل سبب شد تا بسیاری از اطلاعات ارزشمند در کتابهای تاریخی منعکس نشود.

تاریخ نگاران این دوره ، بیشتر کاتب و منشی دربار و تحت حمایت بزرگان قاجار بودند، مانند میرزا فضل اللّه خاوری شیرازی * مؤلف تاریخ ذوالقرنین و عبدالرزاق مفتون دنبلی مؤلف مآثر سلطانی * (تبریز 1241) و محمد ساروی مؤلف تاریخ محمدی . برخی نیز از شاهزادگان قاجاری بودند، مانند اعتضادالسلطنه نویسندة اکسیر التواریخ (چاپ 1258) و عضدالدوله سلطان احمد میرزا نویسندة تاریخ عضدی * (چاپ 1304).

تاریخ نگاری سنّتی بیشتر در دورة اول حکومت قاجار، یعنی پادشاهی آقامحمدخان و فتحعلی شاه و محمدشاه ، متداول بود، اما در دوره های متأخر نیز تاریخهایی به همین سبک نوشته شد، از جمله روضة الصفای ناصری تألیف رضاقلی خان هدایت و ناسخ التواریخ نوشتة محمدتقی سپهر.

ب . تاریخ نگاری جدید. مقدمات تاریخ نگاری جدید از زمان آشنایی ایرانیان با روشهای تحقیق اروپایی آغاز شد. در نتیجة شکست ایران از روسیه ، توجه شماری از ایرانیان به رمز ترقی غرب جلب شد؛ بخصوص ترقی روسیه پس از پطرکبیر توجه عباس میرزا را جلب کرد، زیرا او خود را پطر ایران می دانست و در 1283 کتاب پطر کبیر اثر ولتر برای او ترجمه شد. در پی آن ، کتابهایی در بارة ناپلئون و اسکندر و نیز کتاب تاریخ انحطاط و زوال امپراتوری روم نوشتة ادوارد گیبن ترجمه شد (آدمیت ، 1346ش ، ص 20).

از این پس برخی از شاهان قاجار از ترجمه حمایت کردند، مانند ناصرالدین شاه که به سبب علاقه مندی به تاریخ ممالک دیگر، دستور ترجمة بعضی از کتابهای تاریخی اروپایی را داد، همچنین برخی از شاهزادگان قاجار مانند فرهادمیرزا معتمدالدوله و مسعودمیرزا ظل السلطان نیز به این کار مبادرت جستند. از دیگر اقدامات ناصرالدین شاه تأسیس وزارت انطباعات بود که در آنجا به سرپرستی محمدحسن خان اعتمادالسلطنه ، وزیر انطباعات ، کتابهای تاریخی تألیف و ترجمه شد. اقدامات این وزارتخانه بر تاریخ نگاری جدید تأثیر بسزایی گذاشت (فرمانفرمائیان ، ص 120؛ افشار،1380 ش ، ص 417). ترجمة کتابهایی در بارة تاریخ ایران از اروپاییان ، مانند ترجمة تاریخ ایران نوشتة سِرجان مَلکُم (رجوع کنید به ادامة مقاله ) در1303، شیوة جدیدی در تاریخ نگاری معرفی کرد (آدمیت ، همانجا؛ افشار، همان ، ص 418). کشفیات تاریخی و خواندن سنگنبشته های باستانی ــ مانند سنگنبشتة بیستون که هنری رالینسون در 1266/ 1850 آن را خواند ــ و نیز ترجمة بخش ساسانیان از کتاب پادشاهیهای بزرگ دنیای قدیم مشرق نوشتة جرج رالینسون توجه بسیاری را به تاریخ باستانی جلب کرد (آدمیت ، همان ، ص 22) که با افکار ملی گرایانه که از مدتی پیش در ایران شکل گرفته بود، ارتباط داشت . نمونة بارز تاریخ نگاری بر اساس افکار ملی گرایانه ، نامة خسروان (1285) اثر جلال الدین میرزا پسر فتحعلی شاه است . نامة خسروان یک دورة موجز و مصور از تاریخ ایران را دربر دارد. فصل بندی کتاب سعی مؤلف را در نمایش تداوم تاریخ ایران باستان و ایران اسلامی نشان می دهد. وی ورود اسلام را حادثه ای جنبی در سیر حوادث تاریخ ایران می داند و کوشیده است تا به فارسی سره بنویسد و میراث ایران پیش از اسلام را زنده نگه دارد (امانت ، ص 5، 16، 36).

تأسیس دارالفنون در 1268 و گشایش مدرسة علوم سیاسی در 1317 و تدریس تاریخ در این دو مدرسه نیز عامل آشنایی با تاریخ اروپا و تاریخ نگاری اروپایی شد. تألیف کتاب تاریخ برای تدریس به طور مشخص از زمان تأسیس دارالفنون آغاز شد و نخستین کتاب تاریخ درسی را ژول ریشار در بارة ناپلئون نوشت (صفت گل ، ص 154ـ156). معلمان و فارغ التحصیلان دارالفنون کتابهای تاریخی تألیف و ترجمه کردند که بر تاریخ نگاری جدید ایران تأثیر بسیار گذاشت . افزون بر دارالفنون ، نخستین کوشش در تدوین کتاب تاریخ درسی را یوسف خان مستشارالدوله (متوفی 1313) انجام داد. وی در 1290 کتاب گنجینة دانش را برای تعلیم اطفال نوآموز نوشت . در مدرسة علوم سیاسی نیز درس تاریخ از مواد آزمون ورودی و نیز از درسهای اصلی این مدرسه بود (صفت گل ، ص 159، 164ـ165).

سفرنامه های مأموران ایران به اروپا که اطلاعاتی از تاریخ و احوال ملل اروپایی داشتند، مانند سفرنامة خسرو میرزا و گزارش سفر میرزاصالح شیرازی و شرح مأموریت آجودانباشی حسین خان نظام الدوله و نوشتن خاطرات که گامی پیشرو و مؤثر در ثبت وقایع تاریخی بود، مانند خاطرات سیاسی امین الدوله و روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه ، بسیاری از وقایع تاریخی را روشن کرد. سیاحتنامه های اروپاییان نیز اطلاعات گرانبهایی از تاریخ ایران داشت .

در این دوره ، معرفت به تاریخ دنیا بیشتر شد و تفکر تاریخی ترقی کرد، مفهوم علم تاریخ عوض شد و سبک تحقیق و نگارش پیشرفت کرد و عیبهای تاریخ نگاری سنّتی تا حدودی معلوم شد (آدمیت ، 1346ش ، ص 21ـ22)؛ بعلاوه ، اعزام محصل به خارج در 1230، ورود صنعت چاپ به ایران در 1240 و چاپ روزنامه در 1245، در دگرگونی سبک نگارش و ساده شدن نثر تأثیر بسزا نهاد (بهار، ج 3، ص 340ـ347) و متون تاریخی نیز، متأثر از سبک ساده نویسی در ادبیات ، از پیچیدگیها و اغراقها و تملقات منشیانه پیراسته شد.

از سوی دیگر، از قرن دوازدهم / هجدهم ــ که دولتهای غربی به هند و خلیج فارس و خاورمیانه و به طورکلی جهان اسلام توجه کردند ــ بـتدریج پـایـه های شرق شناسی و اسلام شناسی و ایران شناسی نهاده شد. روسیه و انگلیس که در ایران به دنبال منافع خود بودند، درحوزة ایران شناسی بر سایر دولتهای غربی پیشی گرفتند و برای بهره برداری بیشتر، مراکز متعدد تحقیق در بارة فرهنگ و زبان و تاریخ ایران تأسیس کردند. از این مراکز، ایران شناسان نامداری ظهور کردند که به تألیف تاریخ ایران پرداختند و بر تاریخ نگاری جدید ایران تأثیر شایانی نهادند، از جمله سر جان ملکم که از دانش آموختگان شرکت هندشرقی انگلیس بود و در مراکز شرق شناسی آن تحصیل کرده بود، در 1231/ 1815 کتاب تاریخ ایران را با استفاده از منابع عربی و ترکی تألیف کرد و انگیزة تألیف را ادای وظیفه و اهمیت کشور ایران اعلام داشت (طاهری ، ص 16ـ 19، 80؛ شهبازی ، ص 164). تألیف این کتاب ، دیگر محققان انگلیسی را به تحقیق در بارة ایران و تاریخ آن ترغیب کرد. هنری رالینسون نیز با رمزگشایی سنگنبشته های طاق بستان و بیستون حقایقی را در بارة تاریخ هخامنشی کشف کرد (طاهری ، ص 124، 126ـ 127). از این پس ایران شناسان و مورخان انگلیسی بیشتر به تاریخ نگاری پرداختند، بعضی از آنان عبارت اند از: هارفورد جونز مؤلف تاریخ پادشاهان ایران (چاپ 1250/ 1834)، ویلیام مورلی مؤلف > تاریخ اتابکان فارس < (چاپ 1274/ 1858)، جرج رالینسون مؤلف > تاریخ پنج سلطنت بزرگ مشرق زمین < (چاپ 1279ـ 1284/ 1862ـ1867)، رابرت گرانت واتسن مؤلف > تاریخ ایران < (چاپ 1283/ 1866)، کلمنت مارکام مؤلف > کتاب تاریخ عمومی ایران < (چاپ 1287/ 1870)، ویلیام کای مؤلف > تاریخ جنگ در افغانستان < (چاپ 1295/ 1878)، سر پرسی سایکس مؤلف تاریخ ایران (چاپ 1323ـ1330 ش ، 2 ج )، ادوارد براون مؤلف تاریخ انقلاب ایران (چاپ 1338 ش )، لارنس لاکهارت مؤلف نادرشاه (چاپ 1309 ش / 1930)، الول ساتن مؤلف > ایران جدید < (چاپ 1320 ش / 1941)، جان مارلو مؤلف > خلیج فارس در قرن بیستم < (چاپ 1341 ش / 1962)، پیتر ایوری مؤلف > ایران جدید < (چاپ 1344 ش / 1965) و جان پری مؤلف کریم خان زند (چاپ 1348 ش / 1969؛ طاهری ، ص 294، 296، 298ـ299، 301، 303ـ304، 307). از 1344ش / 1965 دانشگاه کیمبریج نیز به تألیف تاریخ ایران در همة ادوار، با عنوان تاریخ ایران کمبریج * همت گماشت .

دولت روسیه نیز در وزارت امور خارجة روسیه به تدریس زبان فارسی پرداخت و در 1231/ 1815 کالج لازاری به این منظور در مسکو تأسیس شد (شفا، ص 787). از این پس تعداد مراکز ایران شناسی روسیه افزایش یافت (رجوع کنید به همان ، ص 778، 781). در مکتب این مراکز، ایران شناسان بنامی نظیر بارتولد، مینورسکی ، ایوانف ، و پطروشفسکی تربیت شدند (شفا، ص 797، 801؛ طاهری ، ص 254). بارتولد از مخالفان سرسخت نظریة «اروپا محور» در مطالعات تاریخی بود، بنابر آن نظریه تاریخ به مفهوم اروپایی در میان شرقیان وجود ندارد. وی مطالعة تاریخ شرق را ضروری می شمرد، اما سیر تاریخ شرق را بنا به اوضاع خاص این مناطق متفاوت با اروپا می دانست (بارتولد، ج 1، مقدمة پطروشفسکی ، ص 18؛ پیگولوسکایا و دیگران ، ج 1، مقدمة نراقی ، ص شش ). مینورسکی از 1311ش / 1932 در «مدرسة مطالعات شرقی و افریقایی » لندن ، دانشیار زبان و ادبیات فارسی و تاریخ ایران بعد از اسلام شد و تحقیقاتش بر تاریخ نگاری علمی ایران تأثیر گذاشت (طاهری ، ص 261، 264ـ267). بین بررسیهای متقدم و متأخر محققان روسی تفاوت دیدگاه وجود دارد ( ((ر.ک.ب))پیگولوسکایا و دیگران ، ج 1، مقدمة نراقی ، ص یک ـ دو، 10، 14ـ 15؛ پطروشفسکی ، ج 1، ص 12ـ14؛ کالسنیکف ، ص 14). دیدگاههای مورخان شوروی در دورة متأخر بر بعضی مورخان ایران تأثیر داشته است .

توجه ایران شناسان به تألیف تاریخ ایران ، بر تاریخ نگاری ایران تأثیر بسیار گذاشت و سبب کنار نهادن شیوة سنّتی شد. با ترجمة کتابهای تاریخی ، پیروی از شیوة تاریخ نگاری غرب (ساده نویسی ، دقت علمی ، مطالعه در اسناد و نامه های رسمی و دوستانه ، و توجه به تاریخ دورة باستان ) آغاز شد.

از دیگر عوامل مؤثر در علمی شدن تاریخ نگاری ، تأسیس انجمن معارف در 1315 برای تهیة کتابهای درسی بود. این انجمن دارالترجمه ای برای ترجمة کتابهای اروپایی و شرکتی برای چاپ کتاب تأسیس کرد که ادامة اقدامات وزارت انطباعات در دورة ناصرالدین شاه بود (صفت گل ، ص 160ـ161).

نمایندة شاخص شیوة تاریخ نگاری جدید در دورة قاجار، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه است . او در پاریس روش تحقیق جدید را آموخت و در تهران کتابهای باارزشی تألیف و اقتباس کرد، اگرچه کتابهای او نیز مانند آثار گذشته فرمایشی و حکومتی بود (اعتمادالسلطنه ، 1363 ش ، ج 1، مقدمة افشار، ص 5 ـ 6). از جمله آثار اوست : تاریخ ایران (1292)، تاریخ منتظم ناصری (1298) و دُرَر التیجان فی تاریخ بنی الاشکان (1308ـ1311؛ رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، 1371 ش ، مقدمة احمدی ، ص 30). اعتمادالسلطنه چون در رأس دارالطباعه و دارالترجمة ناصری بود، امکان زیادی داشت که با کمک همکاران خود به تألیف کتابهای تاریخی به شیوة جدید بپردازد (اعتمادالسلطنه ، 1367ـ 1368، ج 1، مقدمة نوائی ، ص بیست ). در آن دوره تاریخ نگاران دیگری نیز به شیوة جدید آثاری تألیف کردند، از جمله جلال الدین میرزا مؤلف نامة خسروان ، اعتضادالسلطنه مؤلف تاریخ سوانح افغانستان (چاپ 1273)، مؤدب السلطان مؤلف تاریخ مفصّل افغانستان (مصر، بی تا.)، لسان السلطنه سپهر مؤلف تاریخ کلده و آشور (بی تا.)، محمدحسین فروغی مؤلف تاریخ ایران از قبل از میلاد تا قاجاریه (چاپ 1318 ش )، عطاءالسلطنه مؤلف تاریخ ایران (بی تا.)، نصرت السلطان مؤلف تاریخ یونان (چاپ 1319 ش ) و مترجم السلطنه مؤلف تاریخ ملل مشرق (چاپ 1328 ش ؛ آدمیت ، 1346 ش ، ص 23).

نقد جدّی بر تاریخ نگاری سنّتی ایران را فتحعلی آخوندزاده * (متوفی 1295) در شرحی با عنوان ایرادات در نقد روضة الصفای ناصری نوشت . سیدجمال الدین اسدآبادی * نیز میرزا آقاخان کرمانی * (متوفی ح 1314) را به نوشتن تاریخ ایران به شیوة علمی تشویق کرد (آدمیت ، همانجا؛ همو، 1357 ش ، ص 159). میرزا آقاخان کرمانی درمقدمة آئینة سکندری (1324) شیوة تاریخ نگاری علمی را شرح داده و پس از نقد تاریخ نگاری سنّتی ، تاریخ حقیقی را مشتمل دانسته است بر «وقایع جوهری و امور نفس الامری » که دانستن آنها سبب ترقی جامعه است (ص 8). او بر فایدة تاریخ در آشنایی با سرگذشت پیشینیان تأکید کرده و معتقد است که هدف تاریخ نگاری احیای ملتها و سعادت اقوام است (همان ، ص 11، 14، 16). وی تاریخ نگاری را از ثبت وقایع و سرگذشتها به بررسی تحولات اجتماعی و جریانهای تاریخی تبدیل کرد. او از روش استدلال و استقرا استفاده نمود و رابطة علت و معلولی را در تحلیل وقایع درنظر گرفت . وی در تاریخ نگاری خود بر اصول «علم الاجتماع »، «فلسفة مدنیت » و «حکمت تاریخیه » تکیه داشت و بنیادهای سیاسی و پدیده های اجتماعی را در تحول تاریخ ایران بررسی کرد (آدمیت ، 1346ش ، همانجا). ناظم الاسلام کرمانی (متوفی 1337)، از شاگردان میرزا آقاخان کرمانی ، نیز به همان شیوه تاریخ بیداری ایرانیان * را در بارة تاریخ مشروطه نگاشت (ناظم الاسلام کرمانی ، بخش 1، مقدمة هاشمی کرمانی ، ص سی ـ سی ویک ).

تاریخ نگاری در دورة پهلوی ، از نظر روش ، ادامة روند دورة قاجار بود. بعد از کودتای سوم اسفند 1299، به تاریخ باستانی بیش از حوادث دورة قاجار توجه شد. در فاصلة بین جنگ جهانی اول (1914ـ 1918) و دوم (1939ـ 1945)، مؤسسات علوم عالی گسترش یافت و تاریخ نگاران زبده ای تربیت شدند که تألیفاتشان نمونة کامل سبک جدید تاریخ نویسی ایران است ( ((ر.ک.ب))افشار، 1380 ش ، ص 419ـ420). اشخاصی چون عباس اقبال آشتیانی و احمد کسروی و سعید نفیسی و غلامرضا رشیدیاسمی ، که از پیشگامان و استادان تاریخ نگاری جدید بودند، در مجلاتی چون یادگار ، کاوه ، دانشکده و آینده مقالاتی نوشتند (همان ، ص 418). در این مجلات اسناد تاریخی نیز چاپ می شد. همچنین نشریاتی ادبی منتشر شد که به تاریخ نیز توجه داشت ، مانند یغما با مسئولیت حبیب یغمایی ، مجلة سخن با مسئولیت پرویز ناتل خانلری ، راهنمای کتاب با مسئولیت احسان یارشاطر و مجلة بررسیهای تاریخی به ویراستاری جهانگیر قائم مقامی ، که بیش از همه به تاریخ دورة قاجار عنایت می کرد (همان ، ص 420؛ فرمانفرمائیان ، ص 124ـ 125).

در دورة معاصر، طرح تألیف یک دورة کامل و مفصّل تاریخ برای مدارس متوسطه ریخته شد؛ حسن پیرنیا تألیف تاریخ دورة پیش از اسلام و سیدحسن تقی زاده تألیف تاریخ دورة اسلامی تا عصر استیلای مغول و عباس اقبال تألیف تاریخ پس از دورة مغول تا اعلان مشروطیت را به عهده گرفتند. گرچه کتاب طبق این طرح تألیف نشد، این اقدام در مجموع گام بلندی در تألیف کتابهای تاریخی به روش جدید بود (افشار، 1380 ش ، ص 419). تأسیس کمیسیون معارف در 1302 ش و ترجمة کتابهای اروپایی ، از جمله تاریخ آلبر ماله ، تلاش دیگری در ترجمة کتابهای تاریخی در این دوره و در واقع ادامة اقدامات انجمن معارف بود. ترجمة کتابهای تاریخی ایران شناسان ، مانند کلیفورد ادموند باسورث و آن لمتون و هربرت بوسه و اَلِسّاندرو بائوزانی و فاروق سومر، و نیز ترجمة کتاب تاریخ ایران کمبریج ، ادامة روند ترجمة کتابهای تاریخی اروپایی در دورة قاجار است (همان ، ص 418، 421).

اعزام محصلان تاریخ به اروپا و بازگشت و تدریس آنان در ایران ، از دیگر عوامل تحول تاریخ نگاری در دورة معاصر است . افرادی چون خانبابا بیانی ، علی اکبر بینا، نظام الدین مُجیرشیبانی از این جمله اند (همانجا).

پیرنیا، یکی از پیشگامان تاریخ نگاری جدید که در روسیه تحصیل کرده بود، با تحقیق در آثار خاورشناسان ، کتاب معتبر تاریخ ایران باستان (1312ش ) را نوشت . او در این کتاب بر تحلیل و تعلیل تکیه داشت که نمونة آن بررسی علل سقوط ساسانیان است (ج 1، مقدمة باستانی پاریزی ، ص صد و بیست وهشت ـ صدوبیست ونه ، صدوسی وسه ؛ افشار، 1380 ش ، ص 422ـ423).

احمد کسروی از دیگر پیشگامان تاریخ نگاری علمی است . نوشته های تاریخی او، نشانة شناخت او از فلسفه است . اسلوب کسروی از جهاتی متأثر از میرزا آقاخان کرمانی است ، گرچه خود وی آن را انکار می کرد (فرمانفرمائیان ، ص 124؛ آدمیت ، 1357 ش ، ص 210ـ211، پانویس 4). کسروی به تاریخ اجتماعی و هویت ملی و استقلال در تاریخ نگاری و نقد تاریخهای غربی ، تعلیل و تحلیل حوادث تاریخی و بررسی ارتباط آنها با یکدیگر و سودمندی علم تاریخ توجه داشت و منابع را نقد می کرد. او از افسانه سرایی و تملق دوری می گزید و ساده نویس و سره نویس بود. کسروی نخستین کسی بود که نظریة «آغاز تاریخ جدید ایران از مشروطیت » را اعلام داشت ، بسیاری از تاریخ نویسان بعدی از نظریة او پیروی کرده اند ( ((ر.ک.ب))کسروی ، 1363ش ؛ ص 4؛ همو، 1352ش ، مقدمة ذکاء، ص نه ـ ده ؛ همو، 1377 ش ، ص 10ـ 18، 24ـ26، 29، 32، 101، 103، 114ـ 115؛ فرمانفرمائیان ، همانجا). برخی کتابهای او از نمونه های شاخص تاریخ نگاری علمی این دوره است ، از جمله شهریاران گمنام (چاپ 1308 ش )، تاریخ پانصدسالة خوزستان (چاپ 1313 ش )، تاریخ مشروطیت (چاپ 1319 ش )، تاریخ هجده سالة آذربایجان (چاپ 1355 ش )، و مشعشعیان (چاپ 1324 ش ).

عباس اقبال آشتیانی ضمن حفظ استقلال تاریخ نگاری ایران ، به شیوة علمی تاریخ نگاران غربی پایبند بود. کتابهای او، از جمله تاریخ مفصّل ایران (چاپ 1312 ش ) و خاندان نوبختی (چاپ 1311 ش ) و مطالعاتی در بارة بحرین و جزایر و سواحل فارس (چاپ 1328 ش )، از معتبرترین تحقیقات در بارة تاریخ ایران است (اقبال آشتیانی ، مقدمة دبیرسیاقی ، ص پانزده ، سی ودو، سی وچهار؛ افشار، 1344ـ 1349 ش ، ج 1، ص 257ـ 263).

غلامرضا رشیدیاسمی نخستین رساله در بارة اصول تاریخ نگاری را به نام آیین نگارش تاریخ (1316ش ) نوشت . نشر این رساله ضرورت وجود دستورنامه ای برای نگارش و تدریس تاریخ جدید را نشان می دهد (رشیدیاسمی ، مقدمه ، ص 21، مقدمة فروزانفر، ص 19ـ20؛ افشار، 1380 ش ، ص 424). محمدعلی فروغی به دگرگون ساختن کتابهای درسی تاریخ پرداخت . وی در شیوة تاریخ نگاری خود به تمدن و اخلاق

و عادات مردم به همراه علت ظهور و سقوط هر سلسله و به عبارت دیگر به حکمت تاریخ پرداخته است (افشار، 1380 ش ، ص 421). نصراللّه فلسفی در زمینة تحقیقات تاریخی یکی از پایه گذاران است و کتاب وی با عنوان زندگی شاه عباس از جمله آثار محققانه و ماندگار است (افشار، 1360 ش ، ص 316).

پس از شهریور 1320 مورخان جدید بتدریج به وقایع دورة قاجار توجه نشان دادند، از جمله علی اصغر شمیم ، استاد تاریخ دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، که کتاب ایران در دورة سلطنت قاجار را تألیف کرد. این کتاب ، که در واقع صورت تکمیل شدة کتابی است که وی در 1329ش به سفارش وزارت فرهنگ نوشته بود، سالها برای دانشجویان رشتة تاریخ تدریس می شد (مقدمه ، ص 6، مقدمة خوشبخت ، ص 4). همچنین حسین

مکی در تاریخ بیست ساله ، محمود محمود در تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن 19 میلادی (چاپ 1328ـ 1333 ش ، 8 ج ) و مهدی ملک زاده در تاریخ انقلاب مشروطیت ایران (تهران 1328ـ1335 ش ، 7 ج ) به تاریخ این دوره پرداخته اند. در دو دهة اخیر نیز کسانی مانند محمدجواد شیخ الاسلامی (متوفی 1379) همت خود را مصروف تدوین تاریخ اواخر قاجار بر پایة اسناد کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به سیمای احمدشاه قاجار پس از گذشت هفتاد سال از عقد قرارداد 1919 ایران و انگلیس ).

پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران ، تفکرات سیاسی چپ در ایران شکل گرفت و بینش تازه ای در عرضه کردن تاریخ ایران با بهره گیری از مبانی سوسیالیسم ، که از آن به جامعه شناسی علمی تعبیر می شد، به وجود آمد. احسان طبری و کتاب ایران در در دو سدة پیشین او نمونة بارز این طرز تفکر است (افشار، 1380 ش ، ص 426).

خاطره نویسی نیز از سبکهای جدید تاریخ نگاری دورة معاصر است که از عهد ناصرالدین شاه قاجار با خاطره نویسی خود او از سفرهایش و بعضی از شاهزادگان و بزرگان مرسوم شد، با اینهمه جز سفرنامه های شاهانه و چند سفرنامة دیگر، کتابی که واقعاً خاطرات باشد به چاپ نرسید و انتشار خاطرات عملاً پس از شهریور 1320 میسر شد. نخستین کتاب خاطرات سودمند برای استفادة تاریخی ، شرح زندگانی من (چاپ 1321 ش ) نوشتة عبداللّه مستوفی است که در آن به زندگی روزانة مدنی و اجتماعی و طبقات نیمه اعیان نیز اشاره کرده است . در همان سال کتاب خاطرات و خطرات اثر مهدیقلی هدایت ، معروف به مخبرالسلطنه ، منتشر شد. این کتاب در بارة تاریخ دورة قاجار و پهلوی از مراجع اساسی محسوب می شود. افزون بر این از رضاشاه نیز کتاب خاطراتی با عنوان سفرنامة مازندران (1305 ش ) در دست است که در بارة اوضاع سیاسی آن دوره است . گفتنی است که کتابهای خاطرات ، به دور از کینه توزی و پیش داوری و تسویه حسابهای شخصی نیست (افشار، ص 430).

پژوهش در بارة اشخاص بزرگ تاریخ ایران از دیگر زمینه های آثار تاریخی در دورة معاصر است ، از آن جمله است : جهانداری داریوش بزرگ (چاپ 1350 ش ) از علیرضا شاپور شهبازی ، کوروش کبیر در آثار هنری اروپائیان (چاپ 1355 ش ) از غلامعلی همایون ، یعقوب لیث (چاپ 1376 ش ) از محمدابراهیم باستانی پاریزی ، زندگانی شاه عباس اول (چاپ 1353 ش ) از نصراللّه فلسفی ، ناصرالدین شاه : فراز

و فرود استبداد سنّتی در ایران (چاپ 1377ش ) از محمد احمد پناهی سمنانی .

از میان تاریخ نگاران جدید ایران ، بیش از همه فریدون آدمیت تاریخ ایران را با توجه به تاریخ اندیشه بررسی کرده و کتابهای متعددی در این زمینه نوشته است ، از جمله اندیشة ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار (چاپ 1356 ش )، اندیشه های طالبوف تبریزی (چاپ 1363 ش )، اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی (چاپ 1357ش )، فکر دمکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت (چاپ 1354ش )، امیرکبیر در ایران (چاپ 1354ش ) و ایدئولوژی نهضت مشروطیت (بی تا.). به نظر آدمیت ، با آنکه تاریخ نگاری ایران متحول گردیده و به تاریخ نگاری علمی توجه بسیار شده ، به دلیل فقر فکر و دانش سیاسی و فقر معرفت تاریخ و فهم تاریخی ، تاریخ نگاری فقط در بخش تاریخ سیاسی و اقتصادی رشد کرده و تاریخ اندیشه و تاریخ اجتماعی رشد شایسته ای نداشته است (آدمیت ، 1363، مقدمه ، ص دو ـ سه ).

عبدالهادی حائری نیز به تاریخ اجتماعی و تاریخ اندیشه نظر داشته و در تألیف تاریخ شیوة علمی را برگزیده است . از نوشته های اوست : تشیع و مشروطیت (چاپ 1360 ش )، نخستین رویاروییهای اندیشه گران ایران با دورویة تمدن بورژوازی غرب (چاپ 1367 ش )، تاریخ جنبشها و تکاپوهای فراماسونگری در کشورهای اسلامی (1368ش ).

تاریخ نگاران دیگری که در دورة معاصر به شیوة علمی کتاب تاریخی نوشته یا در زمینة تاریخ به تحقیق پرداخته اند، عباس زریاب خویی ، احسان یارشاطر، عبدالحسین زرین کوب ، عبدالحسین نوائی و ایرج افشار در خور ذکرند.

منابع : فریدون آدمیت ، «انحطاط تاریخ نگاری در ایران »، سخن ، سال 17، ش 1 (فروردین 1346)؛ همو، اندیشه های طالبوف تبریزی ، تهران 1363 ش ؛ همو، اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی ، تهران 1357 ش ؛ محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران 1363ـ1367 ش ؛ همو، دررالتّیجان فی تاریخ بنی الاشکان = تاریخ اشکانیان ، چاپ نعمت احمدی ، تهران 1371 ش ؛ همو، المآثر و الا´ثار ، در چهل سال تاریخ ایران ، چاپ ایرج افشار، ج 1، تهران 1363 ش ؛ همو، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدّث ، تهران 1367ـ 1368 ش ؛ ایرج افشار، سواد و بیاض ، تهران 1344ـ1349 ش ؛ همو، «نگاهی گذرا به تاریخ نگاری ایرانیان »، در یاد پاینده : مجموعة 46 گفتار پژوهشی ، به کوشش رضا رضازاده لنگرودی ، تهران 1380 ش ؛ همو، «یادبود مؤلفان : نصراللّه فلسفی »، آینده ، سال 7، ش 4 (تیر 1360)؛ عباس اقبال آشتیانی ، مجموعة مقالات عباس اقبال آشتیانی ، بخش 1، گردآوری و تدوین از محمد دبیرسیاقی ، تهران 1369 ش ؛ عباس امانت ، «پورخاقان و اندیشة بازیابی تاریخ ملی ایران : جلال الدین میرزا و نامة خسروان »، در ایران نامه ، سال 17 (زمستان 1377)؛ واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، ترکستان نامه : ترکستان در عهد هجوم مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1366 ش ؛ محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ?] 1321 ش [ ؛ ایلیاپاولوویچ پطروشفسکی ، کشاورزی و مناسبات ارضی ایران در عهد مغول ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1357 ش ؛ حسن پیرنیا، ایران باستان ، یا، تاریخ مفصل ایران قدیم ، تهران 1369 ش ؛ نینا ویکتوروونا پیگولوسکایا، و دیگران ، تاریخ ایران از دوران باستان تا سدة هیجدهم میلادی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1349 ش ؛ ناصر تکمیل همایون ، «وقایع نگاری »، در یکی قطره باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، به کوشش احمد تفضلی ، تهران 1370 ش ؛ فضل الدین عبدالنبی خاوری شیرازی ، تاریخ ذوالقرنین ، نسخة خطی کتابخانة ملی ، ش 1771، 2644، نسخة عکسی موجود در کتابخانة بنیاد دایرة المعارف اسلامی ؛ محمدجعفربن محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران 1363 ش ؛ غلامرضا رشیدیاسمی ، مقالات و رساله ها ، گردآوری ایرج افشار، تهران 1373 ش ؛ محمدفتح اللّه بن محمدتقی ساروی ، تاریخ محمدی ( احسن التواریخ )، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تهران 1371 ش ؛ محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ : سلاطین قاجاریه ، چاپ محمدباقر بهبودی ، تهران 1344ـ 1345 ش ؛ علی شریعتی ، بازگشت ، تهران 1357 ش ؛ شجاع الدین شفا، جهان ایران شناسی ، ] تهران 1348 ش [ ؛ علی اصغر شمیم ، ایران در دورة سلطنت قاجار ، تهران 1375 ش ؛ عبداللّه شهبازی ، «نظریه توطئه »، صعود سلطنت پهلوی و تاریخنگاری جدید در ایران ،

تهران 1377 ش ؛ علیرضابن عبدالکریم شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بیر، تهران 1365 ش ؛ منصور صفت گل ، «تاریخ نویسی در ایران : از دارالفنون تا برافتادن فرمانروایی قاجاران »، دانشگاه انقلاب ، ش 112 (پاییز 1378)؛ ابوالقاسم طاهری ، سیر فرهنگ ایران در بریتانیا، یا، تاریخ دویست سالة مطالعات ایرانی ، تهران 1352 ش ؛ حافظ فرمانفرمائیان ، «تاریخنگاری ایران در سده های نوزدهم و بیستم میلادی »، در تاریخنگاری در ایران : مجموعه مقالات ، مترجم یعقوب آژند، تهران 1360 ش ؛ الی ایوانوویچ کالسنیکف ، ایران در آستانة یورش تازیان ، ترجمة م .ر. یحیایی ، تهران 1357 ش ؛ احمد کسروی ، تاریخ مشروطة ایران ، تهران 1363 ش ؛ همو، در پیرامون تاریخ ، چاپ عزیز علیزاده ، تهران 1377 ش ؛ همو، کاروند کسروی ، چاپ یحیی ذکاء، تهران 1352 ش ؛ مرتضی مطهری ، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفة تاریخ ، تهران 1368 ش ؛ عبدالرزاق بن نجفقلی مفتون دنبلی ، مآثر سلطانیه : تاریخ جنگهای ایران و روس ، تبریز 1241، چاپ غلامحسین صدری افشار، چاپ افست تهران 1351 ش ؛ عبدالحسین میرزا آقاخان کرمانی ، آئینة سکندری : تاریخ ایران از زمان ماقبل تاریخ تا رحلت حضرت ختمی مرتبت ، ج 1، چاپ سنگی تهران 1324؛ محمدبن علی ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران 1362 ش .

/ منیژه ربیعی /


بنياد دايره المعارف اسلامي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت   توسط سالار  |